تبليغاتX
دنیای تجارت
 

تجارت جهاني

تجارت جهاني

 

چكيده :

 

آزاد سازي تجارت خدمات و اجراي موثر موافقنامه عمومي تجارت خدمات دولتها را با چالشهاي جدي مواجه مي سازد كه اساسا“با آنچه در تجارت كالا وجود داشت متفاوت است . نگرانيها ي مربوط به توسعه پايدار در مورد مسائل زيادي از جمله توسعه اقتصادي و اجتماعي و نگرانيهاي مربوط به منابع طبيعي و زيست محيطي ، با تجارت خدمات ارتباط مي يابد . آزاد سازي تجارت خدمات براي آثاري را براي فرايند سياست گذاري در بر دارد چرا كه به طور بالقوه هماهنگي بيشتر , مشاركت بيشتر و تغيير  راهبردهاي سياسي در سياست هاي داخلي و تعهدات بين المللي را مي طلبد .

در سالهاي اخير به طور مستقل آزاد سازي زيادي در زمينه خدمات به وقوع پيوسته است كه نشان دهنده پايبندي كشورها به استراتژيهاي آزاد سازي وهمچنين ظرفيت بالاي پيشرفت در اين حوزه مي باشد . اين روند تجربه هاي فراواني را درباره محاسن و معايب هر يك از رهيافتهاي مختلف فراهم آورده است و از قبيل امكان رشد در بخشهاي حياتي در جهت توسعه ملي و يا ورود به اقتصاد جهاني و امكان بهبود وضعيت محيط زيست يا تشديد تخريب محيط زيست ، بسته به بخش آزاد سازي شده و ساختار تنظيمي مربوطه امكان ايجاد منافع توزيعي گسترده در بخشهاي مواجه با كمبود سرمايه و عقب افتادگي يا بر عكس امكان جايگزين شدن شركتهاي خارجي غير رقابتي و غير پاسخگوي مشابهي به جاي انحصارات داخلي .

در عين حال اهميت تجارت خدمات و آزادسازي آن دراين  نهفته است كه دستيابي به عناصر بسيار مهمي مثل سرمايه،دانش فني و فن آوري را ميسر مي سازد ، آن هم در حوزه هايي كه براي رشد و توسعه اقتصادي و پيشرفت اجتماعي و زيست محيطي اهميت حياتي دارند .

 

مقدمه :

خدمات تقريبا” در تمام نظامهاي اقتصادي نقش خيلي مهم و رو به رشدي ايفا مي كند . در بسياري از كشورها خدمات در مقايسه با كشاورزي ، صنعت و توليد صنعتي بزرگترين بخش اقتصادي به شمار مي آيد . با وجود اين ارزش صادرات خدمات در سال 1998 فقط 14 ارزش صادرات كالايي بود . ولي از آنجا كه بسياري از جنبه هاي تجارت خدمات درآمارهاي اقتصادي ملي در نظر گرفته نمي شود ، اين ارقام ممكن است سطح واقعي تجارت خدمات را نشان ندهد .

تجارت خدمات در بسياري از كشورها رشد قابل ملاحظه اي داشته و از جمله صدورخدمات از طرف كشورهاي كم درآمد در سالهاي 1983تا 1997 پنج برابر شده است . بسياري از كشورهاي داراي درآمد پايين و متوسط نيز در اين دوره صادرات خدمات خود را افزايش داده اند :  صادرات خدمات در كشورهاي شرق آسيا . منطقه اقيانوس آرام تقريبا” نه برابر، در آمريكاي لاتين چهار برابر و در جنوب آسيا سه برابر شده است . هر چند صدور خدمات در آفريقا و خاورميانه تقريبا“ دو برابر شده ولي اين مناطق بوضوح از ديگران عقب ماندند صدور خدمات كشورهاي با در آمد بالا تقريبا” چهار برابر شده است .

 

تاريخچه و نحوه شكل گيري

 

موافقنامه عمومي تجارت خدمات كه در دور اروگوئه مورد توافق كشورها ي عضو قرار گرفت پس از موافقت نامه عمومي تعرفه و تجارت گات كه در سال 1948 ايجاد شد مهمترين دستاورد نظام چند جانبه تجاري به حساب مي آيد موافق نامه عمومي تجارت خدمات براي اولين بار قواعد و تعهدات توافق شده بين المللي نظير موافقت نامه تعرفه و تجارت را به حوزه عظيم و در حال رشدي از تجارت بين الملل گسترش داد هر چند كه آمار قابل اعتماد براي تجارت خدمات بسيار اندك است اما عموما“ عقيده بر اين است كه حجم تجارت خدمات يك چهارم ارزش بين المللي كالا است بخش مهمي از تجارت بين المللي خدمات از مرزهاي ملي نمي گذرد و بدون شك اين بخش سهم عمده اي از تجارت بين المللي خدمات را تشكيل مي دهد اين در خالي است كه فعاليتهاي عرضه كنندگان مانند شعبه يك بانك خارجي و يا مصرف كنندگان خدمات ماند گردش گر خارجي معمولا, در آمارها منعكس نمي شود حوزه موافق نامه عمومي تجارت خدمات تمامي اشكال بين المللي خدمات را دربر مي گيرد اين بدين معني است كه موافق نامه عامل مهم و جدي در بخش عمده اي از فعاليت هاي اقتصادي جهان محسوب مي شود از آنجائيكه سهم مهمي از تجارت خدمات در درون اقتصاد ملي كشور ها همان تاثير را مي گذارد كه موافق نامه عمومي تعرفه و تجارت بر قوانين داخلي كشورها دارد .

 

سازمان جهاني تجارت (wto)

براساس اسنادمذكورشروع به كارسازمان جهاني تجارت حداكثرتااول ژانويه 1995مقررگرديد.اين سازمان تنها ارگان دربرگيرنده گات وكليه اصلاحات وتوافقات اروگوئه است.درراس سازمان كنفرانس وزيران قرارداردكه حداقل هردوسال يكبارتشكيل جلسه مي دهدوداراي شوراي عمومي است كه وظيفه عملياتي كردن توافقات وتصميم هاي وزيران رابرعهده دارد.بعلاوه اين شورا خودبه عنوان ارگان حل اختلاف وبررسي مكانيسم سياست هاي تجاري تمام موضوعات تجاري راكه دراهداف سازمان آمده بررسي خواهدكرد.شوراي عمومي ازسه شوراي تخصصي بشرح زيرتشكيل شده است

      1 -شوراي تجارت كالا

      2-شوراي تجارت خدمات

     3-شوراي تجارت جنبه هاي حقوقي مربوط به مالكيت معنوي

در مفاد موافقت نامه ايجاد سازمان جهاني تجارت وظايف حيطه عمل ساختارتشكيلاتي ارتباط سازمان به ديگر ارگانها دبير خانه بودجه وضيعت حقوقي نحوه تصميم گيري اصلاحات بعدي عضويت وخروج وسايرمواردآمده است.اين موافقت نامه داراي  چهار پيوست وهرپيوست شامل پيوست هاي فرعي وبخش هاي وماده هايي ميباشد.

 

2-موافقت نامه عمومي تجارت درخدمات

مذاكرات تجاري دوراروگوئه كه درسال 1986اغازشدودرسال 1994پايان يافت اولين دورمذاكراتي بود كه خدمات رانيز مانندكالاها مورد بررسي قرارميداد.درپايان مذاكرات دراوريل 1994 ،125 كشورقانون نهايي دور اورگوئه رادرمراكش امضا كردندوسازمان جهاني تجارت راتشكيل دادندكه موافقت نامه عمومي تجارت خدمات ياGATS نيزپيوست ان بود.

GATS تجارت همه گونه خدمات تجاري رادربرميگيردوبرفعاليت هاوقوانين وضع شده توسط اعضاWTO  احاطه دارد. 

 

اين موافقت نامه ازبخشهاي زيرتشكيل گرديده است:

1-2 متن موافقت نامه كه شامل شش بخش است(ماده يك تا29)

2-2 ضمائم كه شامل هشت ضميمه مي باشد وفقط دو ضميمه آن مربوط به مخابرات ومخابرات پايه است

3-2 جداول تعهدات خاص

مي توان گفت 29 ماده موافقت نامهGATS  برروي تجارت خدمات دركل داراي شش بخش مي باشد:

   بخش يك :

حوزه پوشش و تعاريف (ماده يك )

بخش دو :

نظام و الزامات كلي (از ماده دو الي ماده پانزده )

بخش سه :

تعهدات ويژه (از ماده شانزده الي ماده هيجده )

بخش چهار :

آزاد سازي تدريجي (از ماده نوزده الي بيست و يك )

بخش پنج:

مفاد مربوط به موسسات (از ماده بيست و دو الي بيست و شش )

بخش شش :

مفاد نهايي (از ماده بيست و هفت الي بيست و نه )

لازم به توضيح است كه ماده بيست و نه فقط در بر گيرنده ضمائم مي باشد كه تعداد آنها هشت ضميمه است و ضميمه هفت و هشت مربوط به مخابرات و مذاكرات مربوط به مخابرات پايه است .

بخش يك حوزه و تعريف موافقت نامه را بيان مي دارد . بخش دو كه طولاني ترين قسمت است در رابطه با الزامات و نظم و مقررات مي باشد يعني قوانيني كه براي تمام بخشها به همه خدمات و همه اعضا اعمال مي شودو بخش سه قوانين دولتي تعهدات ويژه در جداول زماني را بيان ميكند بخش چهار مربوط به گفتگوهاي آينده و جداول مربوطه خودشان ميباشد . بخش پنج و شش هم اصول نهايي و اصول سازماني را مي پوشاند  .

 

تجارت كالا و خدمات جهان در سال 2002به تفكيك منطقه

(مليون دلار )

   

 

صادرات

صادرات

صادرات

واردات

واردات

واردات

كالا

خدمات

كل

كالا

خدمات

كل

جهان

6424000

1538400

7963400

6685000

1522300

8207300

آمريكاي شمالي

946365

304000

1350365

1431230

260100

1691330

آمريكاي لاتين

351500

54900

406400

315100

62900

418000

اروپاي غربي

2648445

744200

3392645

2644315

695400

3339715

اتحاديه اروپا

2441190

673300

3114490

2437840

650900

3088740

آفريقا

138900

29400

168300

133000

40400

173400

خاورميانه

236000

22000

268000

183100

470000

220100

آسيا

1793700

315500

2109200

1641400

353800

2298200

 

 

 

تجارت كالايي 20 كشور عمده صادر كننده ووارد كننده در سطح جهان در سال 2002

 

 

صادرات

صادرات

 

واردات

واردات

رتبه 

كشور

ارزش

رتبه

كشور

ارزش

1

آمريكا

692517

 

1

آمريكا

1202499

2

آلمان

612226

2

آلمان

492221

3

ژاپن

415985

3

انگلستان

229812

4

فرانسه

229497

4

ژاپن

226285

5

چين

225565

5

فرانسه

226440

6

انگلستان

275826

6

چين

295202

7

كانادا

252522

7

ايتاليا

241088

8

ايتاليا

251998

8

كانادا

227589

9

هلند

242261

9

هلند

217707

10

بلژيك

212226

10

هنگ كنگ

208600

11

هنگ كنگ

200617

11

بلژيك

195652

12

كره

1624471

12

مكزيك

176457

13

مكزيك

160787

13

اسپانيا

152678

14

تايوان

120257

14

كره

152126

15

سنگاپور

125586

15

سنگاپور

116220

16

اسپانيا

118918

16

تايوان

112620

17

فدراسيون روسيه

106858

17

سوئيس

82522

18

مالزي

95655

18

مالزي

80219

 

 

جهانگردي و صادرات خدمات

يكي از بزرگترين چالشهاي موجود آن است كه جهان گردي هميشه دربخش خدمات ديده است وهيچ گاه دربخش صادرات موردتوجه قرارنگرفته است.طي سال1995بيشترين ميزان رشداعلام شده براي جهانگردي درمناطق آفريقا44درصدآمريكا36درصدوخاورميانه33درصدبوده است همانندديگربخشهارشداين نسبت براي بسياري ازكشورهاي درحال توسعه بيشتراحساس مي شود.

جهانگردي و تجارت كالا و خدمات هردو داراي اهميت بوده و اثر معنا داري بر رشد اقتصادي دارند . براي نمونه يك كشور اگر تجارت خدمات نداشته باشد مي تواند داراي نسبت بالاي در آمد جهانگردي به خدمات باشد . به شرطي كه جهانگردي پيشرفته اي داشته باشد .

 

تراز جهانگردي

تراز جهانگردي و هزينه هاي جهانگردي در سطح جهاني برابر با صفر است در دهه 1985-1995 منطقه آمريكا موفق شده كه تراز منفي خود را به تراز مثبت برساند يعني تراز منفي خود را از (7/5-)ميليلرد دلار در سال 1985 به (18/2+)ميليارد دلار در سال 1995 برساند اين نتيجه بيشتر به علت توسعه در آمريكاي شمالي بوده است . در اروپا اين اتفاق كاملا“ بر عكس بوده يعني تراز مثبت آن به تراز منفي تبديل شده است (5/12 ميليارد دلار در سال 1985 به 9 ميليارد دلار در سال 1995) منطقه جنوب آسيا داراي تراز مثبت بوده 1/0 ميليارد دلار در سال 1985 به 5/1 ميليارد دلار در سال 1995 رسيده كه خاكي از پر جاذبه ترين كشور هاي منطقه است .

 

تاثير در آمد و قيمتها در تقاضاي جهانگردي

 

اقتصاد دانان معتقد هستند كه تقاضاي جهانگردي اصولا“ بوسيله در آمد و قيمتها تحت تاثير قرار ميگيرند . اطلاعات در مورد دامنه تغييرات در تقاضا نتيجه هر يك از اين تغييرات مي باشد كه براي هر دوي عرضه كنندگان و سياست گزاران جهانگردي داراي اهميت است آزمايش كردن هر يك از اين تغييرات به طور جداگانه موثر خواهد بود در مورد افزايش در آمد مقابل افزايش قيمتها , تاثير مثبتي روي مقاصد جهانگردي خواهد داشت بنابراين افزايش در آمد حاصل افزايش در خريدهاي جهانگردي است شيبه تاثير افزايش در امد بر تقاضا براي ساير كالاها و خدمات , يعني يك كالاي معمولي . زيرا تقاضا براي آن به در آمد

مرتبط است . در هر صورت ممكن است افزايش در آمد كاهش تقاضا را هم به دنبال داشته باشد مانند جهانگردي در بازارهاي مقصد انبوه كه بر اين امر دلالت دارد كه جهانگردي كالايي نامرغوب است بدين ترتيب ممكن است كه يك بازار به جاي بازار ديگري انتخاب شوند .

اگر تقاضا به درآمد مرتبط باشد و بيش از تناسب افزايش يابد ، كالا به عنوان كالاي لوكس شناخته شده است و اگر تقاضا به درآمد مرتبط باشد و بيش از تناسب افزايش يابد، كالا به عنوان كالاي لوكس شناخته شده است و اگر تقاضا كمتر از تناسب افزايش يابد ؤ به عنوان يك كالاي ضروري شناخته شده است . بر حسب مفهوم كشش تقاضا , تقاضا براي يك كالاي لوكس با توجه به تغييرات در آمد حساس است در حالي كه براي يك كالاي ضروري بدون كشش است . مورد دومي كه در نظر گرفته مي شود تاثير تغييرات قيمت روي تقاضاي جهانگردي با درآمد ثابت است . معمولا“ تقاضا با نوسان قيمتها ارتباط منفي دارد بدين منظور كه كاهش در قيمت موجب افزايش تقاضا مي شود و بر عكس تاثير كاهش در قيمت كالاعاي جهانگردي در جدول فوق ترسيم شده است زماني كه قيمت كالاهاي جهانگردي ارزان است بودجه اشخاص مي تواند نهايتا” از ot به جاي ot خريداري كند . در حالي كه مقدار نهايي ساير كالايي كه مي توانست خريداري شود در og ثابت مانده است تركيبات بهينه اصلي و جانشيني جهانگردي و ساير كالاها و خدمات به ترتيب نقاط D,E هستند . به دين منظور كاهش قيمت كالاهاي جهانگردي نتيجه در افزايش تقاضا است و رضايت شخصي كه OT2 از كالاها و خدمات جهانگردي و OG2از ساير كالاها را مي خرد به OT1 وOG1 نقطه مقابل هم هستند و بدين ترتيب نوسانات در آمد و قيمت افراد روي نقتضاي جهانگردي تاثيرات مثبت و منفي مي گذارد و نهايتا” افزايش تثاضا اقتصاد ملي و بين المللي دولتها را دگرگون مي كند .

 

خلاصه و نتيجه گيري

 

 پژوهشگران مطالعات اقتصادي ، اقتصاد را به هفت منطقه تقسيم مي كنند كه اقتصاد جهانگردي با اين هفت

منطقه ارتباط تنگاتنگ دارد مانند اقتصاد كلان ، خرد ، منطقه اي ، اقتصاد بين الملل ، صنعتي ، اقتصاد دولتي واقتصاد  مطالعه عملكرد سيستم .

اقتصاد جهانگردي جنبه هاي تجاري توريسم را در مقياسي وسيع تحت پوشش قرار مي دهد و نقش عمده اي بر درآمد ملي دولتها دارد .

چون جهانگردي با صنايعي زيادي مانند كشاورزي ، حمل و نقل ، هتلداري ..در ارتباط است  بنابراين صنعتي كاربر است با ضريب تكاثري بالا و يكي از بهترين صنايع براي ايجاد اشتغال و درآمد است .

نسبت جهانگردي با توليد ناخالص ملي در مناطق مختلف جهان چشمگير بوده و اين باعث توجه بيشتر دولتها به اين صنعت بوده و رشد و رفاه اقتصادي را به بار آورده است .

تراز جهانگردي و هزينه هاي جهانگردي در سطح جهان برابر با صفر بوده است اما در برخي كشورها تراز مثبت و در برخي ديگر تراز منفي بوده است .

در ارزيابي اقتصادي جهانگردي به اين نتيجه مي رسيم  كه اين صنعت به تنهايي نمي تواند ديده شود يعني به سياست گذاري موثر و به عواملي مانند محاسبه تطبيقي و ارزيابي ساير بخشهاي اقتصادي نياز دارد .

جهانگردي منبع درآمدها ي متعددي براي دولتها است مبالغ هنگفتي مانند مالياتها و عوارض گوناگون ، كه به خزانه دولت وارد مي شود گوياي اين مدعا است .

تقاضا براي جهانگردي در مقايسه با ساير كالاها و خدمات به ميزان بودجه اختصاصي اشخاص ، اولويت هاي آنان و قيمت ساير كالاها و خدمات بستگي دارد.

تقاضاي جهانگردي با نوسانات در آمد اشخاص و قيمتها ارتباط تنگاتنگي دارد ؤ يعني : اگر در آمد افزايش يابد و قيمتها پايين باشد تقاضا براي جهانگردي افزايش مي يابد و بر عكس .

با توجه به مطالب مذكور و تجزيه و تحليلي نتايج به اين نتيجه مي رسيم كه جهانگردي صنعتي حساس با منافع اقتصادي بالقوه است و هر گونه برنامه ريزي و سياست گذاري چه در سطح خرد و چه در سطح كلان تاثيرات مثبت و منفي روي اين صنعت مي گذارد بنابراين بايستي جهت رسيدن به توسعه پايدار اين صنعت عاقلانه عمل كرد تا رشد و شكوفايي اقتصادي را بر بار آورد

 

فهرست منابع

 

THE ECONOMICS OF TOURISM EDITEDBY:M. THEA SINCLAIR &MIKE STABLE          

  2-ENCYCLOPEDIA OF TOURISM.JAFAR JAFARI                                                                         

3-TOURISM PLANNING . INSKEEP                                                                                                   

4-TOURISM ECONOMICS REPORT . WORD TOURIM ORGANIZATION . FIRST EDITON 1998        

 

تهيه كننده: مهدي امين ترابي

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/09/27 ساعت 19:0 موضوع بازرگاني بين الملل | لینک ثابت


اينكو ترمز 2000

INCOTERMS 2000

1- EXW- EX WORKS  ( تحویل در محل کار)

2- FCA- FREE CARRIER ( تحویل به حمل کننده )

3- FAS- FREE ALONGSIDE SHIP  ( تحویل در کنار کشتی)

4- FOB- FREE ON BOARD  ( تحویل روی کشتی)

5- CFR- COST AND FRIGHT ( هزینه و کرایه حمل)

6- CIF - COST, INSURANCE & FRIGHT (هزینه، بیمه و کرایه حمل)

7- CPT- CARRIAGE PAID TO (کرایه حمل پرداخت شده تا )

8- CIP- CARRIAGE & INSURANCE PAID TO ( کرایه و هزینه حمل پرداخت شده تا)

9- DAF- DELIVERED AT FRONTIER (تحویل در مرز )

10- DES- DELIVERED EX SHIP (تحویل در کشتی )

11- DEQ- DELIVERED EX QUAY ( تحویل در اسکله )

12- DDU- DELIVERED DUTY UNPAID ( تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشده )

13- DDP- DELIVERED DUTY PAID( تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت شده )

 

INCOTERMS 2000 

Group E  Departure (محل تولید)

Group F  Main carriage unpaid    

( هزینه حمل پرداخت نشده )

Group C  Main carriage paid         

( هزینه حمل پرداخت شده)

Group D Arrival (ورود)

 EXW

   FCA - FAS - FOB

CFR - CIF - CPT- CIP

DAF - DDU - DDP

Any Mode of transport ( انواع حمل)

Group E

Group F

Group C

Group D

EXW

   FCA

  CPT- CIP

DAF - DDU - DDP

    Maritime and inland waterway transport only (حمل  دریایی و آبراههای داخلی )

Group F

Group C

Group D

FAS - FOB

  CFR - CIF

DES - DEQ

Incoterms  2000

EXW

EX WORKS)... named place)

  " Ex works" means that seller delivers when he places the goods at the disposal of the buyer at the seller's premises or another named place (i.e. works, factory, warehouse, etc.) not cleared for export and not loaded on any collecting vehicle.This term thus represents the minimum obligation for the seller, and the buyer has to bear all costs and risks involved in taking the goods from the seller's premises. How ever, if the parties wish the seller to be responsible for the loading of the goods on departure and to bear the risks and all the costs of such loading, this should be made clear by adding explicit wording to this effort in the contract of sale. This term should not be used when the buyer cannot carry out the export formalities directly or indirectly. In such circumstances, the FCA term should be used, provided the seller agrees that he will load at his cost and risk.

FCA

FREE CARRIER)... named carrier

" Free Carrier" means that the seller delivers the goods, cleared for export, to the carrier nominated by the buyer at the named place. It should be noted that the chosen place of delivery has an impact on the obligations of loading and unloading the goods at that place. If delivery occurs at the seller's premises, the seller is responsible for loading. If delivery occurs at any other place, the seller is not responsible for unloading. This term may be used irrespective of the mode of transport, including multimodal transport."Carrier" means any person who, in a contract of carriage, undertakes to perform or to produce the performance of transport by rail, road, air, sea, inland waterway or by a combination of such modes.If the buyer nominates a person other than a carrier to receive the goods, the seller is deemed to have fulfilled his obligation to deliver the goods when they are delivered to that person.

FAS

FREE ALONGSIDE SHIP)... named port of shipment)

"Free Alongside Ship" means that the seller delivers when the goods are placed alongside the vessel at the named port of shipment. This means that the buyer has to bear all costs and risks of loss of or damage to the goods from that moment.The FAS term requires the seller to clear the goods for export.

THIS ID A REVERSAL FROM PREVIOUS INCOTERMS VERSIONS WHICH REQUIRED THE BUYER TO ARRANGE FOR EXPORT

However, if the parties wish the buyer to clear the goods for export, this should be made clear by adding explicit wording to this effect in the contract of sale.This term can be used only for sea or inland waterway transport.

FOB

FREE ON BOARD)... named port of shipment)

"Free on Board" means that the seller delivers when the goods pass the ship's rail at the named port of shipment. This means that the buyer has to bear all costs and risks of loss of pr damage to the goods from that point. The FOB term requires the seller to clear the goods for export. This term can be used only for sea or inland waterway transport. If the parties do not intend to deliver the goods across the ship's rail, the FCA term should be used.

CFR

COST AND FREIGHT)... named port of destination)

"Cost and Freight" means that the seller delivers when the goods pass the ship's rail in the port of shipment.The seller must pay the costs and freight necessary to bring the goods to the named port of destination but the risk of loss of or damage to the goods, as well as any additional costs due to events occurring after the time of delivery, are transferred from the seller to the buyer.The CFR term requires the seller to clear the goods for export.This term can be used only for sea and inland waterway transport. If the parties do not intend to deliver the goods across the ship's rail, the CPT terms should be used.

CIF

COST, INSURANCE AND FREIGHT)... named port of destination)

"Cost, Insurance and Freight" means that the seller delivers when the goods pass the ship/s rail in the port of shipment.The seller must pay the costs and freight necessary to bring the goods o the named port of destination but the risk of loss of or damage to the goods , as well as any additional costs due to events occurring after the time of delivery, are transferred from the seller to the buyer. However, in CIF the seller also has to procure marine insurance against the buyer's risk of loss of or damage to the goods during the carriage.Consequently, the seller contracts for insurance and pays the insurance premium. The buyer should note that under CIF term the seller is required to obtain insurance only on minimum cover. Should the buyer wish to have the protection of greater cover, he would either need to agree as much expressly with the seller or to make his own extra insurance arrangements.The CIF term requires the seller to clear the goods for export.This term can be used only for sea and inland waterway transport. If the parties do not intend to deliver the goods across the ship's rail, the CIP term should be used.

CPT

CARRIAGE PAID TO)... named port of destination)

"Carriage paid to..." means that the seller delivers the goods to the carrier nominated by him but the seller must in addition pay the cost of carriage necessary to bring the goods to the named destination. This mean that the buyer bears all risks and any other costs occurring after the goods have been so delivered."Carrier" means any person who, in a contract of carriage, undertakes to perform or to procure the performance of transport, by rail, road, air, sea, inland waterway or by a combination of such modes.If subsequent carriers are used for the carriage to the agreed destination, the risk passes when the goods have been delivered to the first carrier.The CPT term requires the seller to clear the goods for export.This term may be used irrespective of the mode of transport including multimodal transport.

CIP

CARRIAGE AND INSURANCE PAID TO)... named place of destination)

" Carriage and insurance paid to..." means that the seller delivers the goods to the carrier nominated by him, but the seller must in addition pay the cost of carriage necessary to bring the goods to the named destination. This means that the buyer bears all risks and any additional costs occurring after the goods have been so delivered. However , in CIP the seller also has to procure insurance against the buyer's risk of loss of or damage to the goods during the carriage.Consequently, the seller contracts for insurance and pays the insurance premium.the buyer should note that under the CIP term the seller is required to obtain insurance only on minimum cover. Should the buyer wish to have the protection of greater cover he would either need to agree as much expressly with the seller or to make hi own extra insurance arrangement."Carrier" mean any person who, in a contract of carriage, under take to perform or to procure the performance of transport, by rail, road, air, sea, inland waterway or by a combination of such modes.If subsequent carrier are used for the carriage to the agreed destination, the risk passes when the goods have been delivered to the first carrier.The CIP term requires the seller to clear the goods for export.This term may be used irrespective of the mode of transport, including multimodal transport.

 

DAF

DELIVERED AT FRONTIER)...named place)

' Delivered at Frontier" means that the seller delivers when the goods are placed at the disposal of the buyer on the arriving means of transport not unloaded, cleared for export, but not cleared for import at the named point and placed at the frontier, but before the customs border of the adjoining country. The term "frontier' may be used for any frontier including that of the country of export. Therefore, it is of vital importance that the frontier in question be defined precisely by always naming the point and place in the term.However, if the parties wish the seller to be responsible for the unloading of the goods from the arriving means of transport and to bear the risks and costs of unloading, this should be made clear by adding explicit wording to this effect in the contract of sale.This term may be used irrespective of the mode of transport when goods are to be delivered at the land frontier. when delivery is to take place in the port of destination, on board a vessel or on the quay (wharf), the DES or DEQ terms should be used.

DES

DELIVERED EX SHIP)...named port of destination)

" Delivered Ex Ship" means that the seller delivers when the goods are placed at the disposal of the buyer on board the ship not cleared for import at the named port of destination. .The seller has to bear all the costs and risks involved in bringing the goods to the named port of destination before discharging. If the parties wish the seller to bear the costs and risks of discharging the goods, then the DEQ terms should be used.This term can be used only when the goods are to be delivered by sea or inland waterway or multimodal transport on vessel in the port of destination.

 

DEQ

DELIVERED EX QUAY)...named port of destination)

" Delivered EX Quay " means that the seller delivers when the goods are placed at the disposal of the buyer not cleared for import on the quay (wharf) at the named port of destination. The seller has to bears casts and risks involved in bringing the goods to the named port of destination and discharging the goods on the quay( wharf). The DEQ term requires the buyer to clear the goods for import and to pay for all formalities, duties, taxes, and other charges upon import.

THIS IS A REVERSAL FORM PREVIOUS INCOTERMS VERSIONS WHICH REQUIRED THE SELLER TO ARRANGE FOR IMPORT CLEARANCE

If the parties wish to include in the seller's obligations all or part of the costs payable upon import of the goods, this should be made clear by adding explicit wording to this effect in the contract of sale.This term can be used only when the goods are to be delivered by sea or inland waterway or multimodal transport on discharging from a vessel onto the quay (wharf) in the port of destination. However if the parties wish to include in the seller's obligations the risks and costs of the handing of the goods from the quay to another place ( warehouse, terminal, transport station, etc.) in or outside the port, DDU or DDP terms should be used.

 

DDU

DELIVERED DUTY UNPAID)...named place of destination)

" Delivered duty unpaid) means that the seller delivers the goods to the buyer, not cleared for import, and unloaded from any arriving means of transport at the named place of destination. The seller has to bear the costs and risks involved in bringing the goods thereto, other than, where applicable, any "duty" ( which term includes the responsibility for and the risks of carrying out of the customs formalities, and the payment of formalities, customs duties, taxes and other charges) for import in the country of destination. such " duty" has to be borne by the buyer as well as any costs and risks caused by his failure to clear the goods for import in time.However, if the parties wish the seller to carry out customs formalities and bear the costs and risks resulting there from as well as some of the costs payable upon import of the goods, this should be made clear by adding explicit wording to this effect in the contract of sale.This term may be used irrespective of the mode of transport but when delivery is to take place in the port of destination on board the vessel or on the quay (wharf), the DES or DEQ terms should be used.

  DDP

DELIVERED DUTY PAID ) named place of destination)

" Delivered duty paid" means that the seller delivers the goods to the buyer, cleared for import, and not unloaded from any arriving means of transport at the named place of destination. The seller has to bear all the costs and risks involved in bringing the goods thereto including, where applicable, any "duty" (which term includes the responsibility for and the risks of carrying out of the customs formalities, and the payment of formalities, customs duties, taxes and other charges) for import in the country of destination.Whilst the EXW term represent the minimum obligation for the seller , DDP represent maximum obligation.This term should not to be used if the seller is unable directly or indirectly to obtain the import license.However, if the parties wish to exclude from the seller's obligations some of the costs payable upon import of the goods( such as value-added tax: VAT), this should be made clear by adding explicit wording to this effect in the contract of sale.If the parties wish the buyer to bear all risks and costs of the import, the DDU term should be used.This term may be used irrespective of the mode of transport but when delivery is to take place in the port of destination on board the vessel or on the quay (wharf), the DES or DEQ terms should be used.


توضیحات کلی در خصوص اینکوترمز 2000

اینکو ترمز یکی از انتشارات اتاق بازرگانی بین الملل است و مخفف کلماتی است که معنی آن " اصطلاحات بازرگانی بین المللی " می باشد(Incoterms = International Commercial Terms ).

    اینکو ترمز اولین بار در سال 1936 تهیه گردید و در سالهای 1990،1980،1976،1967،1953 و 2000 جهت هماهنگ سازی آن با شیوه های جدید تجارت بین الملل، مورد تجدید نظر واقع شد.

    علیرغم تصور عمومی، اینکو ترمز انواع قرارداد نمی باشد بلکه انواع اصطلاحاتی است که در قراردادهای خرید و فروش کالا بکار برده می شود تعداد این اصطلاحات در اینکو ترمز 2000  سیزده اصطلاح می باشد.

    هدف اصلی اینکو ترمز تفکیک دقیق هزینه ها و مسئولیت بین دو طرف قرارداد یعنی فروشنده و خریدار است. ترتیب تقدم این اصطلاحات نیز براساس همین هدف کلی صورت گرفته است. اولین اصطلاح EXW  است که در آن فروشنده کمترین هزینه و کمترین مسئولیت را بر عهده دارد و کالا رادر محل خود به خریدار تحویل می دهد. برعکس در آخرین اصطلاح که DDP می باشد، فروشنده بیشترین هزینه و بیشترین مسئولیت را بر عهده دارد و کالا را در محل خریدار به او تحویل می دهد. لازم به یاد آوری است که همه هزینه های مزبوط در قسمت DDP منظور می گردد.

    بنابراین به ترتیب که از اصطلاح EXW  به سمت اصطلاح DDP پیش می رویم بر هزینه ها و مسئولیت های فروشنده افزوده می گردد.

    دو تقسیم بندی کلی در رابطه با اینکو ترمز وجود دارد:

1- تقسیم بندی از نظر مسئولیتها و هزینه های مربوط به فروشنده و خریدار ( از EXW تا DDP ).

2- تقسیم بندی از نظر نوع وسیله حمل مورد استفاده (جاده، قطار، هوا، دریا، آبراه داخلی با ترکیبی از این طرق ).

در متن اصلی اینکو ترمز در مورد هر یک از اصطلاحات، همه مسئولیتها و هزینه های خریدار و فروشنده به صورت تفکیک شده ذکر گردیده. همچنین اسناد و مدارک مورد نیاز جهت هر یک از اصطلاحات قید شده است.  

 

تحویل در محل کار (... محل نامبرده شده یا آدرس فروشنده) EXW

    " تحویل در محل کار " بدین معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا در محل کار خود یا جای تعیین شده دیگری ( محل کار، کارخانه، انبار و غیره) بدون انجام ترخیص کالا جهت صادرات و بدون بارگیری روی وسیله حمل مربوطه، در اختیار خریدار قرار می دهد. بنابراین ، این اصطلاح دارای حداقل تعهدات برای فروشنده می باشد و خریدار باید تمام هزینه ها و مخاطرات بردن کالا از محل فروشنده را تقبل نماید.

    در هر صورت اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده مسئول بارگیری کالا جهت حمل و حرکت باشد و مسئولیت ها و همه هزینه های بارگیری را تقبل نماید، این موضوع می باید از طریق اضافه نمودن عبارت واضحی با همین مفهوم در قرارداد فروش, مشخص گردد. این اصطلاح نباید هنگامی که خریدار قادر به انجام مستقیم یا غیر مستقیم تشریفات گمرکی نمی باشد، بکاربرده شود. در چنین مواردی باید، اصطلاح FCA بکار برده شود، مشروط براینکه فروشنده توافق نماید که بارگیری را با مسئولیت و هزینه مستقیم خود انجام خواهد داد.

 

تحويل به حمل كننده ( ... در محل نامبرده شده ) FCA

" تحويل به حمل كننده " به اين معني است كه فروشنده كالا را، ترخيص شده جهت صادرات ، در محل نامبرده شده به حمل كننده اي كه توسط خريدار تعيين شده تحويل مي نمايد . بايد توجه شود كه محل انتخاب شده جهت تحويل در مسئوليت هاي بارگيري و تخليه كالا ( در آن محل ) تاثير دارد . اگر تحويل در محل ( ساختمان ) فروشنده انجام شود، فروشنده مسئول بارگيري است . اگر تحويل در هر محل ديگري انجام شود، فروشنده مسئول تخليه نمي باشد.اين اصطلاح را مي توان بدون توجه به نوع يا شيوه حمل ، از جمله حمل مركب، بكاربرد.

" حمل كننده " عبارت است از هر شخصي كه در قرارداد حمل انجام حمل يا تداركات انجام حمل از طريق راه آهن ، جاده ،هوا،دريا، آبراه داخلي يا تركيبي از اين طريق را به عهده مي گيرد.اگر خريدار شخص ديگري را غير از حمل كننده جهت دريافت كالا تعيين نمايد، زمانيكه كالا به آن فرد تحويل شود، مسئوليت فروشنده در قبال تحويل كالا انجام شده تلقي مي گردد.

 

تحويل در كنار كشتي ( ... بندر بارگيري نامبرده شده )FAS

" تحويل در كنار كشتي " به اين معني است كه تحويل كالا توسط فروشنده ، زماني انجام مي شود كه كالا در كنار كشتي در بندر بارگيري نامبردهقرار مي گيرد. يعني خريدار مجبور است كه همه هزينه ها و مسئوليت هاي مفقود شدن يا خسارت ديدن كالا از آن لحظه متقبل شود.اصطلاح " تحويل در كنار كشتي " فروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمايد.اين بر خلاف نسخه هاي قبلي اينكوترمز مي باشد كه در آنها خريدار را ملزم به تداركات ترخيص جهت صادرات مي نمود.با وجود اين ، اگر طرفين بخواهند كه خريدار كالا را جهت صادرات ترخيص نمايد ، اين موضوع بايد با اضافه نمودن عبارت واضحي با همين مفهوم در قرار داد فروش ، مشخص گردد.اين اصطلاح را مي توان فقط براي حمل دريايي يا حمل از طريق آبراه داخلي بكار برد.

 

تحويل روي كشتي (... بندر بارگيري يا حمل نامبرده شده ) FOB

" تحويل روي كشتي " به اين معني است كه تحويل كالا توسط فروشنده زماني انجام مي پذيرد كه كالا از لبه ( نرده ) كشتي در بندر بارگيري نامبرده شده بگذرد . يعني خريدار مجبور شود كه همه هزينه ها و مسئوليت هاي مفقود شدن يا خسارت ديدن كالا را ازآن نقطه متقبل شود. اصطلاح FOB  فروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمايد. اين اصطلاح را مي توان فقط براي حمل دريايي يا حمل از طريق آبراه داخلي بكاربرد. اگر طرفين قرارداد قصد ندارند كه تحويل كالا از روي لبه ( نرده ) كشتي صورت پذيرد ، بايد اصطلاح FCA بكار برده شود.

 

هزينه و كرايه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده ) CFR

" هزينه و كرايه حمل " به اين معني است كه تحويل كالا توسط فروشنده زماني انجام مي شود كه كالا از لبه ( نرده ) كشتي در بندر حمل ( بارگيري ) بگذرد.فروشنده بايد هزينه ها و كرايه حمل لازم جهت آوردن كالا به بندر مقصد نامبرده را بپردازد ، اما مسئوليت مفقود شدن يا خسارت ديدن كالا ، همچنين هر هزينه اضافي به علت وقايع حادث پس از زمان تحويل ( موقع گذشتن كالا از لبه كشتي ) ، از فروشنده به خريدار انتقال مي يابد.اصطلاح CFR فروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمايد.اين اصطلاح را مي توان فقط براي حمل دريايي يا حمل از طريق آبراه داخلي بكار برد. اگر طرفين قرارداد قصد ندارند كه تحويل كالا از روي لبه (نرده ) كشتي صورت پذيرد، بايد اصطلاح CPT بكاربرده شود.

 

هزينه ، بيمه و كرايه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده ) CIF

 " هزينه ، بيمه و كرايه حمل " به اين معني است كه تحويل كالا توسط فروشنده زماني انجام مي شود كه كالا از لبه (نرده ) كشتي در بندر حمل (بارگيري ) بگذرد.فروشنده بايد هزينه ها و كرايه حمل لازم جهت آوردن كالا به بندر مقصد نامبرده را بپذيرد، اما مسئوليت مفقود شدن يا خسارت ديدن كالا ، همچنين هر هزينه اضافي به علت وقايع حادث پس از زمان تحويل (موقع گذشتن كالا از لبه كشتي ) ، از فروشنده به خريدار انتقال مي يابد . به هر حال ، در اصطلاح CIF فروشنده همچنين مي بايد بيمه نامه دريايي تهيه و خريدار را در مقابل خطرات مفقود شدن يا صدمه ديدن كالا در حين حمل بيمه نمايد.در نتيجه فروشنده قرارداد بيمه را منعقد و حق بينه را مي پردازد. خريدار بايد توجه داشته باشد كه در اصطلاح CIF فروشنده فقط ملزم به تهيه حداقل شوشش بيمه مي باشد. اگر خريدار بخواهد كه از حمايت پوشش بيمه بيشتري برخوردار باشد، يا بايد صراحتاً با فروشنده تا حد لازم ( پوشش بيمه ) به توافق برسد يا خود مبادرت به فراهم نمودن بيمه اضافي نمايد.اصطلاح   CIFفروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمابد .اين اصطلاح را مي توان فقط براي حمل دريايي يا حمل از طريق آبراه داخلي بكاربرد. اگر طرفين قرارداد قصد ندارند كه تحويل كالا از روي لبه ( نرده ) كشتي صورت پذيرد ، بايد اصطلاح CIP بكار برده شود.

 

كرايه حمل پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده ) CPT

" كرايه حمل پرداخت شده تا ..." به اين معني است كه فروشنده كالا را به حمل كننده اي كه خود او تعيين نموده ، تحويل مي نمايد، ولي فروشنده مي بايد علاوه بر اين هزينه حمل لازم جهت آوردن كالا به مقصد نامبرده را بپزدازد . يعني اينكه خريدار همه مسئوليت ها و هر هزينه ديگري كه پس از تحويل كالا ( به شرح فوق ) حادث شود را تقبل مي نمايد.حمل كننده عبارت است از هر شخصي كه در قرارداد حمل ، انجام حمل يا تداركات انجام حمل از طريق راه آهن ،جاده ، هوا، دريا ، آبراه داخلي يا تركيبي از اين طرق را به عهده مي گيرد.اگر بعداً حمل كنندگاني جهت حمل ( كالا ) به مقصد مورد توافق بكار گرفته شوند، مسئوليت فروشنده زماني كه كالا به اولين حمل كننده تحويل داده شد، ( به خريدار ) انتقال مي يابد.اصطلاح CPT  فروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمايد.اين اصطلاح را مي توان بدون توجه نوع يا شيوه حمل ، از جمله مركب ، بكار برد.

 

كرايه حمل و بيمه پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده ) CIP

" كرايه حمل و بيمه پرداخت شده تا ... " به اين معني است كه فروشنده كالا را به حمل كننده اي كه خود او تعيين نموده ؛ تحويل مي نمايد ، ولي فروشنده مي بايد علاوه بر اين ، هزينه حمل لازم جهت آوردن كالا به مقصد نامبرده را بپردازد. يعني اينكه خريدارهمه مسئوليت ها و هر هزينه ديگري كه پس از تحويل كالا ( به شرح فوق )  حادث شود را تقبل مي نمايد. با وجود اين در اصطلاح CIP فروشنده همچنين مي بايد بيمه نامه اي تهيه و خريدار را در مقابل خطرات مفقود شدن يا صدمه ديدن كالا در حين حمل بيمه نمايد.در نتيجه فروشنده قرارداد بيمه را منعقد و حق بيمه را مي پردازد.خريدار بايد توجه داشته باشد كه در اصطلاح CIP فروشنده  فقط ملزم به تهيه حداقل پوشش بيمه مي باشد. اگر خريدار بخواهد كه از حمايت پوشش بيمه بيشتري برخوردار باشد ، يا مي بايد صراحتاً با فروشنده تا حد لازم ( پوشش بيمه ) به توافق برسد يا خود مبادرت به فراهم نمودن بيمه اضافي نمايد ."حمل كننده " عبارت است از هر شخصي كه در قرارداد حمل انجام حمل يا تدارك انجام حمل از طريق راه آهن ، جاده ، هوا، دريا، آبراه داخلي يا تركيبي از اين طرق را به عهده مي گيرد.اگر متعاقبا حمل كنندگاني جهت حمل (كالا) به مقصد مورد توافق بكارگرفته شوند، مسئوليت فروشنده زماني كه كالا به اولين حمل كننده تحويل داده شد، ( به خريدار ) انتقال مي يابد.اصطلاح CIP فروشنده را ملزم به ترخيص كالا جهت صادرات مي نمايد.اين اصطلاح را مي توان بدون توجه به نوع يا شيوه حمل ، از جمله مركب ، بكار برد.

 

تحويل در مرز (... محل نامبرده شده ) DAF

" تحويل درمرز" به اين معني است كه تحويل كالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا روی وسیله حمل آورنده کالا، تخلیه نشده ، جهت صادرات ترخیص شده ، ولی جهت واردات ترخیص نشده در نقطه و محل نامبرده شده در مرز ، ولی قبل از مرز گمرک کشور مجاور، در اختیار خریدار قرار گیرد. اصطلاح "مرز" می تواند برای هر مرزی از جمله مرز کشور صادر کننده بکار برده شود. بنابراین این موضوع از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است که مرز مورد نظر همیشه با ذکر نقطه و محل دقیقاً در اصطلاح مشخص گردد.باوجود این اگر طرفین قرداد بخواهند که فروشنده مسئول تخلیه کالا از وسیله حمل آورنده آن باشد و مسئولیت ها و هزینه های تخلیه را تقبل نماید، این مطلب باید از طریق اضافه نمودن کلمات واضح و دارای همین مفهوم ، در قرارداد فروش تصریح گردد.این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع وسیله حمل موقعی که قرار است کالا در مرز زمینی تحویل گردد، بکار برد . زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد ، روی کشتی یا در اسکله ( بارانداز) صورت پذیرد ، باید اصطلاح DES یا DEQ بکار برده شود.

 

تحویل در کشتی ( ... بندر مقصد نامبرده شده ) SES

"تحویل در کشتی " به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا روی کشتی بدون انجام ترخیص جهت واردات در بندر نامبرده در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده می باید همه هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را تا قبل از تخلیه متقبل شود. اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده هزینه ها و مسئ.لیت هاب تخلیه کالا را به عهده بگیرد، آن وقت باید اصطلاح DEQ بکار برده شود.این اصطلاح فقط موقعی بکار برده می شود که قرار است ( کالا ) از طریق دریا با آبراه داخلی یا حمل مرکب ، روی کشتی در بندر مقصد تحویل گردد.

 

تحویل در اسکله ( ... در بندر مقصد نامبرده شده ) DEQ

"تحویل در اسکله" به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا بدون انجام ترخیص جهت واردات روی اسکله (بارانداز) در بندر مقصد نامبرده در اختیار خرید قرار گیرد. فروشنده می باید همه هزینه ها و مسئولیت ها ی مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده و تخلیه کالا روی اسکله (بارانداز) را تقبل نماید. اصطلاح DEQ خریدار را ملزم می نماید که کالا را جهت واردات ترخیص نموده و همه مبالغ مربوط به تشریفات (گمرکی )، عوارض ، مالیات ها و سایر هزینه های واردات کالا را بپردازد.این بر خلاف نسخه های قبلی اینکوترمز می باشد که در آنها فروشنده را ملزم به تدارکات ترخیص جهت واردات می نمود.اگر طرفین قرارداد بخواهند که همه هزینه ها یا مقداری از هزینه های قابل پرداخت در زمان ورود کالا را در تعهدات فروشنده منظور نمایند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد.این اصطلاح فقط موقعی می تواند بکار برده شود که قرار است کالا از طریق دریا یا آبراه داخلی یا حمل مرکب حمل واز کشتی در اسکله ( بارانداز ) بندر مقصد تخلیه گردد. با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند که مسئولیت ها و هزینه های جابجایی کالا از اسکله به محل دیگر (انبار،پایانه،ایستگاه حمل و غیره ) در بندر را در تعهدات فروشنده بگنجانند، باید اصطلاح DDU یا DDP بکار برده شود.

 

تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشده (... محل مقصد نامبرده شده ) DDU

"تحویل عوارض گمرگی پرداخت نشده" به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص نشده وازوسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد نامبرده به خریدار تحویل می دهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا، به غیر از هزینه های هر گونه "حقوق و عوارض" قابل اعمال(که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شود و مخاطرات مربوط به انجام تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی،عوارض گمرکی،مالیات ها و هزینه های دیگر) جهت واردات (کالا) به کشور مقصد را تقبل کند. این "حقوق و عوارض" و همچنین هزینه ها و مخاطرات ناشی از قصور خریدار در ترخیص به موقع کالا جهت واردات باید توسط خریدار تقبل شود.با وجود این ، اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده تشریفات گمرکی را انجام دهد و هزینه ها و میئولیت های ناشی از آن و همچنین بعضی از هزینه های قابل پرداخت مربوط به واردات کالا را تقبل نماید، این مطلب می باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد.این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل بکاربرد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا در اسکله (بارانداز) انجام پذیرد، باید اصطلاح DES یا DEQ بکاربرده شود. 

 

تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت شده (... محل مقصد نامبرده شده ) DDP

" تحویل عوارض پرداخت شده " به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص شده واز وسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد نامبرده به خریدار تحویل میدهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا ، از جمله هزینه ها ی هر گونه " حقوق و عوارض " قابل اعمال ( که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شود و مخاطرات مربوط به انجام تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی ، عوارض گمرکی ، مالیات ها و هزینه های دیگر ) جهت واردات (کالا) به کشور مقصد را تقبل نماید.در حالی که اصطلاح EXW دلالت بر حداقل تعهدات برای فروشنده دارد، اصطلاح DDP دلالت بر حداکثر تعهدات برای فروشنده دارد.اگر فروشنده یه صورت مستقیم یا غیر مستقیم قادر به گرفتن مجوز واردات نمی باشد، این اصطلاح نباید بکار برده شود.با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند بعضی از هزینه های قابل پرداخت جهت واردات کالا(مانند مالیات ارزش افزوده یا VAT ) را از تعهدات فروشنده مستثنی کنند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد.اگر طرفین قرارداد بخواهن که خریدار همه هزینه ها و مسئولیت های واردات را تقبل نماید، باید اصطلاح DDU بکار برده شود.این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل بکار برد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا در اسکله (بارانداز) انجام پذیرد، باید اصطلاح DES یا DEQ بکار برده شود. 

  

منبع: فرهنگ بازرگانی - تالیف وترجمه: محمد راسترو

 

برگرفته از: سايت مدير ۲۰

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/08/05 ساعت 12:4 موضوع بازرگاني بين الملل | لینک ثابت