تبليغاتX
دنیای تجارت
 

قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی

 

آیین نامه اجرایی قانون تشویق و حمایت از سرمایه گذاری خارجی

 جایگاه قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی :                     

             از سال 1334،چارچوب قانونی سرمایه گذاری خارجی در ایران قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی بوده است. در راستای انجام اصلاحات در ساختار اقتصادی کشور، مجلس ایران طرح قانون جدید سرمایه گذاری خارجی با عنوان قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی را پیشنهاد نمود که نهایتا“ در سال 1381 به تصویب رسید. قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی جانشین قانون جلب و حمایت سرمایه های خارجی، که از سال 1334 حاکم بود، گردید. این جایگزین موجب توسعه چارچوب قانونی و محیط فعالیت سرمایه گذاران خارجی در ایران گردیده است .

برخی از پیشرفتهای حاصل از قانون جدید در حوزه سرمایه گذاریهای خارجی عبارتند از :

گسترش حوزه فعالیت سرمایه گذاران خارجی ازجمله امکان پذیر شدن سرمایه گذاری در زیرساختها، به رسمیت شناختن روشهای جدید سرمایه گذاری افزون بر سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، نظیر تامین (Project Financing) مالی پروژه‌ای ، ترتیبات بیع متقابل (Buy Back) و انواع روشهای ساخت، بهره برداری و واگذاری (BOT)، فرایند کوتاه و سریع درخواست پذیرش وتصویب سرمایه گذاری خارجی ، ایجاد تشکیلات واحد با نام مرکز خدمات سرمایه گذاری خارجی در سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران به منظور حمایت متمرکز و مــــوثر از فعالیتهای سرمایه گذاران خارجی در ایران ، آزادسازی بیشترسازوکارهای ارزی برای استفاده هرچه بیشترتوسط سرمایه گذاران خارجی، معرفی گزینه های حقوقی جدید ناظر بر رابطه میان دولت و سرمایه گذاران خارجی.

تصویب قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی و نیز تصویب آئین نامه اجرائی آن از سوی هیات دولت ، به وضوح بخشی مهم از مجموعه اصلاحات صورت پذیرفته در ساختار اقتصاد کلان ، ساز و کارهای اساسی آن می باشد . روند تقاضا برای سرمایه گذاری خارجی در ایران متعاقب تصویب قانون جدید ، حاکی از آن است که محیط اقتصادی و رژیم حقوقی و نظارتی جدید ، موجد سرمایه گذاری خارجی بالقوه عظیمی شده که با تمرکز تلاش ها بر انتقال شفاف آخرین تحولات در پویش اقتصادی و چارچوب های سرمایه گذاری خارجی کشور، با سرعت بیشتری از قوه به فعل خواهد رسید .

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/09/13 ساعت 13:49 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


تبیین استراتژی خروج سرمایه گذاری خطرپذیر

با سلام

مقاله ای که تقدیم حضورتون میکنم با نام " تبیین استراتژی خروج سرمایه گذاری خطرپذیر" کاریست مشترک از آقایان روح الله استیری و عین الله کشاورز ترک. این مقاله هم با فرمت پی دی اف و در ۱۷ صفحه تقدیم شما عزیزان میشه. لینک دانلود از سرور مدیافایر هست. مطالعه این مقاله رو به دانشجویان عزیز توصیه میکنم.

 

دانلود مقاله


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/06/25 ساعت 22:3 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


مراحل انجام معاملات گروهي « ررر »

 

معاملات گروهي «ررر» به دو صورت نقدي و اعتباري صورت مي گيرد : 

الف ـ واگذاري سهام گروهي « ررر» از نوع نقدي :

1- كارگزار مشخصات خريداران سهام را در يك ديسكت با فرمتي مناسب تعريف شده در بند پاياني اين بخش دريافت مي‏نمايد و نسبت به ايجاد كد معاملاتي براي نامبردگان اقدام مي‏نمايد . 

2- در صورت دارا نبودن كد معاملاتي براي افراد، كارگزار ديسكت مذكور را طي يك نامه رسمي به شركت خدمات بورس ارسال مي‏نمايد. در معاملات گروهي « ررر» اغلب خريداران داراي كد معاملاتي نمي‏باشند .

توضيح: در معاملات گروهي « ررر » شرط يك معامله با يك اعلاميه براي حداكثر 6000 خريدار و دو معامله براي بيش از 6000 خريدار صادق است . 

3- در شركت خدمات بورس كد معاملاتي براي نامبردگان ايجاد شده و پرينتي از ليست افراد با كد معاملاتي ايجاد شده براي كارگزار ارسال مي گردد . 

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/02/31 ساعت 15:40 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


سرمایه گذاری خارجی در ایران

 

اقتصاد سیاسی و مسئولیت اجتماعی شرکت ها

مشكلات، موانع و خطرات سرمايه‌گذاري خارجی

ريسك‌هاي اقتصادي و سیاسی

ریسک اقتصادی

عدم سياست مشخص دولت در بخش‌هاي مختلف اقتصادي، مهم ترين مسئله‌اي است كه سرمايه‌گذاران خارجي در وحله اول با آن روبرو مي‌باشند. جمهوري اسلامي ايران هيچگاه نتوانسته يك سياست اقتصادي معيني را براي مدت طولاني ادامه داده و هر از چندگاهي با تغيير دولت‌ها و به قدرت رسيدن جناح‌هاي سياسي مختلف، برنامه كلان اقتصادي كشور نيز دچار دگرگوني‌هاي فاحش گرديده است. در نتيجه سرمايه‌گذاران خارجي همواره در اين حوزه سردرگم و با اين خطر روبرو بوده كه عدم ثبات اقتصادي، برنامه‌ريزي‌هاي آنان را نيز با مشكل مواجه سازد.

تاثير ايده‌‌هاي ضد سرمايه‌داري باقي‌مانده از اوايل انقلاب و سال‌هاي جنگ در بخش دولتي، يكي ديگر از مواردي است كه سرمايه‌گذاران خارجي برای حضور در ایران به آن توجه می نمايند. اين امر موجب گرديده كه در بسياري از بخش‌ها،‌ مديران همچنان بر سياست‌هاي حمايتي دولت پافشاري كرده و خواستار دخالت حداكثري دولت ‌باشند. به طور مثال مي‌توان به پرداخت سوبسيد اشاره كرد كه همچنان در برخي بخش‌ها ادامه دارد. اين امر اين خطر را براي سرمايه‌گذاران خارجي دارد كه توان رقابت با بخش‌هاي دريافت‌كننده سوبسيد را از آنان سلب مي‌‌نمايد. اگرچه واقعيت‌هاي اقتصادي ظرف چند سال اخير موجب گرديده بود كه سياستگذاران بخش دولتي در اين خصوص تجديد نظر نمايند، اما با به قدرت رسيدن دوباره کسانی که این گونه گفتمان ها را دنبال می کنند،  ادامه اين روند و حتي بازگشت به سياست‌هاي حمايتي و پرداخت سوبسيد محتمل به نظر مي‌رسد.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/01/29 ساعت 19:0 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


مدارك لازم براي امور مربوطه به معامله سهام

 

اصل شناسنامه (عكس‏دار)

يك برگ كپي از صفحه اول شناسنامه و در صورت وجود توضيحات يك برگ كپي از صفحه توضيحات. در صورت وكالت از ديگران، ابتدا وكالتنامه بايد به تائيد اداره حقوقي سازمان بورس اوراق بهاردار رسيده و اين تأئيديه به همراه اصل وكالتنامه و يك نسخه كپي از وكالتنامه به كارگزار مربوطه ارائه گردد .

براي فروش سهام شركتها اصل برگه سهام ( سپرده ) را همراه داشته باشيد .

براي دريافت وجه حاصل از فروش اوراق بهادار نيز همراه داشتن اصل شناسنامه الزامي مي‏باشد .

نحوه سرمايه گذاري در سبدهاي سهام چگونه مي‌باشد؟


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 88/01/29 ساعت 18:49 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


پرسش و پاسخ همگاني (بخش نهايي):

پرسش و پاسخ همگاني ( بخش نهايي):

 

 

 

ويژگيهاي شركتهاي سرمايه‌گذاري باز كدامند؟ 

ريسك سرمايه‌گذاري در سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري باز چيست؟ 

انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري كدامند؟

انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري باز كدامند؟

آيا اطلاعات بيشتري نيز درمورد شركتهاي سرمايه‌گذاري وجود دارد؟

 

 

18 . ويژگيهاي شركتهاي سرمايه‌گذاري باز كدامند؟

يك شركت سرمايه‌گذاري باز مجموعه‌اي از سرمايه‌گذاريهاي بكار گرفته شده براي خريد پرتفوي متنوعي از اوراق بهادار است كه توسط افراد خبره اداره مي‌شود. وقتي كه شما اقدام به خريد سهامي از يك شركت مي نمائيد، درواقع تكه‌اي از هر سهام نگهداري شده در پرتفوي شركت را خريداري مي‌نمائيد. بعضي اوقات شركتهاي سرمايه‌گذاري با بانكهاي سرمايه‌گذاري (Investment  Banking Company) كه براي شركتها و شهرداريها تامين سرمايه مي‌نمايند، اشتباه گرفته مي‌شود. شركت‌هاي سرمايه‌گذاري سهامشان به‌ عموم افراد فروخته مي‌شود و آنان وجوه حاصل از اين فروشها را در ساير شركتهاي سهامي سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

 

19 . ريسك سرمايه‌گذاري در سهام شركت‌هاي سرمايه‌گذاري باز چيست؟

شركتهاي سرمايه‌گذاري  بدون ريسك نمي‌باشند،حتي سرمايه‌گذاري در شركتهايي كه پرتفوي آنها تنها شامل اوراق قرضه دولتي مي‌باشد نيز داراي ريسك هستند. قبل از اينكه در يك شركت، سرمايه‌گذاري نمائيد، حتما مطمئن باشيد كه مفهوم ريسك را كاملا درك كرده‌ايد. وقتي كه در سهامي، سرمايه‌گذاري مي‌نماييد، ريسك كل بدليل تنوع موجود در پرتفوي كاهش مي‌يابد، اما هيچگاه ريسك آن به صفر نمي‌رسد.

 

20 . انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري كدامند؟

شركتهاي سرمايه‌گذاري يا با سرمايه ثابت (Closed – End) هستند و يا با سرمايه متغير (Open – End). يك شركت با سرمايه ثابت تنها تعداد مشخص از سهام را ميتواند منتشر نمايد. بعد از اينكه سهام منتشره فروخته شدند پول بدست آمده در پرتفويي از اوراق بهادار سرمايه‌گذاري مي‌شود،  بدين ترتيب امكان مبادله سهام شركت فراهم مي‌شود و شركت متعهد به بازخريد (Redeem) سهام خود و يا انتشار سهام بيشتر نمي‌باشد. سرمايه‌گذار در هر زماني مي‌تواند سهام تحت مالكيت خود را براحتي در بازار بفروشد. در مقابل يك شركت سرمايه‌گذاري باز، بطور مداوم سهام جديد به عموم منتشر مي‌نمايد و اقدام به بازخريد سهام منتشره خود مي‌‌كند. هيچ محدوديتي در تعداد سهامي كه مي‌تواند منتشر نمايد وجود ندارد. در اكثر مواقع سهام اين شركتها بطور مستقيم توسط خود شركت يا عامل (Agent) آن فروخته مي‌شود. بعبارتي نه در بورس و نه در بازارهاي خارج از بورس (Over-The-Counter) فروخته نمي‌شوند.

شركتهاي سرمايه‌گذاري باز يا با كارمزد (Load) و يا بدون كارمزد (No Load) هستند. اكثر شركتها كميسيوني را دريافت مي‌نمايند كه تحت عنوان كارمزد معامله (Load) شناخته مي‌شود. اين مبالغ دريافتي (Fees) از شركتي به شركت ديگر متفاوت مي‌باشد، ليكن معمولا قريب به 3 تا 8 درصد قيمت خريد مي‌باشد و براي اكثر شركتها بطور متوسط درحدود 5 درصد است.

برخي شركتها هيچ كارمزدي را دريافت نمي‌نمايند. كه به اينها شركتهاي بدون كارمزد (No Load) گويند. هر دو نوع شركتها، هزينه‌هاي مديريتي (Management  Fees) مداومي را براي مشاورين (Advisors) خود پرداخت مي‌نمايند كه مبالغ آنها متفاوت است.

در تعيين اينكه كداميك از شركتها عايدي بهتري را در طول دوره سرمايه‌گذاري پرداخت مي‌نمايند، بايستي حتما كارمزد و هزينه‌هاي مديريتي آنها را درنظر گرفت. توجه نمائيد كه تفاوت اساسي در شيوه عمليات يا موفقيت صندوقهاي با كارمزد و بدون كارمزد وجود ندارد. برخي از صندوقها هزينه‌هاي فروش (Sales Fees) دريافت مي‌نمايند كه شايد از عايدي دريافتي سهامداران بيشتر باشد.

 

 

21 . انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري باز كدامند؟

شركت با ريسك متعادل (Balanced  MF) شركتي است مركب از انواع سهام عادي (Equity) و اوراق بهادار با درآمد ثابت(DEBT)، همانند اوراق قرضه. هدف اين نوع از سرمايه‌گذاري حداقل نمودن ريسك، بدون ايجاد وقفه احتمالي در رشد بلند مدت شركت مي‌باشد. اين شركتها منابع‌شان را به نسبتهاي از پيش تعيين شده‌اي در اوراق بهادار با درآمد ثابت و سهام عادي سرمايه‌گذاري مي‌نمايند. براي مثال شايد شركتي سرمايه‌گذاريهايش را  به نسبت 60 درصد در اوراق بهادار با درآمد ثابت و 40 درصد در سهام عادي محدود نمايد، در نتيجه چنين شركتي عايدي زيادي را در زماني كه بازار درحال رشد است(مانند ساير سهام عادي) نخواهد داشت و از طرف ديگر بهنگام افت بازار زيان كمتري را متحمل خواهد شد.

شركتهاي با هدف كسب درآمد (Income Fund) و شركتهاي رو به رشد (Growth Fund) نيز در زمره شركتهاي سرمايه‌گذاري باز قرار مي‌گيرند. اين شركتهاي با هدف كسب درآمد، در سهام داراي سود تقسيمي بالا (Capital  -  Yielding) و اوراق قرضه متخصص هستند. اين نوع از شركتهاي سرمايه‌گذاري دو هدف اساسي دارند: دستيابي به رشد بلند مدت سرمايه و فراهم‌سازي سطح معقولي از درآمد (جاري) براي سرمايه‌گذاران. شركتهاي با هدف كسب درآمد معمولا بر اوراق بهاداري كه سود نقدي مي‌پردازند متمركز مي‌شوند.در مقابل شركتهاي رو به رشد محض (Pure  Growth  Funds) در سهام رو به رشدي (Growth -Type) كه سود نقدي كم پرداخت مي‌كنند، سرمايه‌گذاري مي‌نمايند و بر رشد بلند مدت بازده سرمايه متمركز مي‌شوند. در بازارهاي نزولي (Declining) شركتهاي رو به رشد و با هدف كسب درآمد شايد درجه بالاتري از ثبات قيمتي را نسبت به صندوقهاي متمايل به كسب بازده سرمايه‌ نشان دهند، با  اينحال شايد با نرخ كمتري در يك بازار رو به رشد پيش بروند.

شركتهاي سرمايه‌گذاري با هدف دوگانه (Dual  Purpose  MF) مبالغ برابري را در هر دو نوع از سهام درآمدي و رشد صرف مي‌نمايند. كه به سهامداران درآمدي (با هدف كسب درآمد ثابت) مجموعه‌اي از حداقل نرخ عايدي، تمامي سود نقدي و درآمد بهره (منهاي هزينه‌ها) پرداخت مي‌شود. سهام درآمدي در زمان و قيمت تعيين شده‌اي قابل بازخريد هستند. سهامداران درآمدي هيچ قسمتي از رشد سرمايه‌اي (قيمتي) شركت (Fund’s Capital Growth) را دريافت نمي‌نمايند. از طرف ديگر سهامداران سرمايه‌اي هيچگونه درآمد دوره‌اي دريافت نمي‌نمايند ليكن مالك تمامي بازده سرمايه‌اي آن مي‌شوند.

شركتهاي سرمايه‌گذاري باز اوراق قرضه (Bonds  Funds) تنها در ابزارهاي با درآمد ثابت مانند  اوراق قرضه شركتي يا اوراق قرضه دولتي، سرمايه‌گذاري مي‌‌نمايند. بدليل عايدات نسبتا با ثبات اين سرمايه‌گذاريها، اين شركتها معمولا در معرض ريسك كمتري نسبت به سايرين قرار دارند. از آنجا كه ريسك بطور بالقوه با عايدي (Gain) متناسب است، لذا انتظار نمي‌رود اين نوع از سرمايه‌گذاريها درآمد يا عايدي فوق‌‌العاده و غيرمنتظره‌اي را كسب نمايند. با اينكه اين شركتها بسيار محافظه‌كارند، ليكن حداقل در معرض سه عامل بالقوه ريسك قرار دارند.

ارزش بازاري ابزارهاي بدهي (با درآمد ثابت) داراي نوسان‌اند. يعني اينكه ارزش سهام آنها طي زمان تغيير مي‌نمايد. شايد درآمد آنها نسبتا ثابت بوده و تحت تعهدات تضمين‌شده‌اي باشد، ليكن بهنگام نياز به نقد كردن سريع سهام در مواقع اضطراري و افت بازار نمي‌تواند كمكي به سرمايه‌گذار بنمايد.

شركتهاي سرمايه‌گذاري اختيار معامله (Option  Funds) نوعي از سرمايه‌گذاريهاي ريسك بالا مي‌باشند كه مديران شركت علاوه بر خريد و فروش سهام در فروش استقراضي (فروش سهامي كه مالك آن نمي‌باشند) نيز درگير مي‌شوند. گرچه احتمال دارد استفاده از اختيار معامله به منظور كنترل حركات رو به بالا و پايين قيمت سهام پرتفوي‌هاي موجود مورد استفاده قرار گيرد، ليكن  استفاده از اختيار معامله اوراق بهادار كه تحت مالكيت نميباشد يك نوع سفته‌بازي(Speculative)  تلقي مي‌شود و نبايستي خوشبينانه وارد چنين مبادله‌اي شد. در اين نوع سرمايه‌گذاري بخاطر وجود اثر اهرمي، احتمال ايجاد عايدي بزرگ است، ليكن متناسب با آن ريسك زيادي نيز دارد.

شركتهاي سرمايه‌گذاري پرتفوي خاص (Specific  Portfolio  Funds)، در اوراق بهادار يك صنعت خاص سرمايه‌گذاري مي‌نمايند، براي مثال يك شركت سرمايه‌گذاري درآمدي گاز و نفت (Oil  And  Gas  Income  Fund) پرتفويي از صنايع نفت و گاز را نگهداري و يا يك شركت سرمايه‌گذاري در پرتفوي طلا، پرتفويي از سهام شركتهاي استخراج طلا را نگهداري خواهد كرد. شركتهايي نيز وجود دارند كه تنها در اوراق قرضه در حد پائين (Low – Grade Bonds)، ابزارهاي بازار پول با بهره بالا، يا گواهي سپرده بانكي (Bank  Certificate  Of  Deposit) سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

درآمدهاي شركتها مي‌توانند مشمول ماليات و يا معاف از ماليات باشند. چنانچه هدف كسب درآمد معاف از ماليات است، مي‌توان در شركتهايي سرمايه‌گذاري نمود كه در اوراق قرضه شهرداريها (Municipal Bonds) يا اوراق قرضه‌هاي معاف از ماليات (Tax – Exempt  Notes) سرمايه‌گذاري مي‌نمايند. اين شركتها معمولا تحت عنوان  ”شركتهاي اوراق قرضه شهرداريها“ يا  ” شركتهاي معاف از ماليات“ ناميده مي‌شوند.

 

22 . آيا اطلاعات بيشتري نيز درمورد شركتهاي سرمايه‌گذاري وجود دارد؟

بلي، شما مي‌توانيد پرسشهاي خود را از طريق E-Mail به موسسه توسعه صنعت سرمايه‌گذاري ايران اعلام نماييد تا در اسرع وقت پاسخ مناسب دريافت كنيد.

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 87/01/10 ساعت 10:14 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


پرسش و پاسخ همگاني ( بخش سوم)

پرسش و پاسخ همگاني ( بخش سوم):

 

• مقررات و افشاگري درمورد شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه است؟ 

• كارمزدها و هزينه‌ها در شركتهاي سرمايه‌گذاري چيست؟

• خريد و فروش سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه انجام مي‌پذيرد؟ 

• چه اطلاعاتي از شركتهاي سرمايه‌گذاري دراختيار سرمايه‌گذاران قرار مي‌گيرد؟ 

• قبل از خريد سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چه مسايلي را بايد درنظر گرفت؟ 

 

 

13. مقررات و افشاگري درمورد شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه است؟

در ايران تفاوتي ميان مقررات و افشاگري بين شركتهاي سرمايه‌گذاري با ساير شركتها وجود ندارد ولي كليه شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته ثبت شده در ايالات متحده در معرض قوانين شديد بوده و تحت نظارت SEC و بورسي كه سهام آنها در آن پذيرفته شده است مي‌باشند. تمامي شركتها بايد يك اميدنامه مكتوب كه شامل افشا كامل درمورد اينكه چه موقعي براي اولين‌بار سهام شركت عرضه عمومي شده است، داشته باشند. علاوه بر عرضه عمومي اوليه IPO)) ساير اسناد افشا شامل گزارشات ساليانه و شش ماهه كه براي سرمايه‌گذاران اطلاعات فراهم مي‌كند، ضرورت دارد. اين اطلاعات قبل از سرمايه‌گذاري در شركت بايد به دقت مطالعه شود.

شركتهاي سرمايه‌ گذاري با سرمايه بسته تحت مقررات فدرال كه به‌منظور حمايت از سرمايه‌گذاران تدوين شده، مي‌باشند. قانون 1940 شركت‌هاي سرمايه‌گذاري، كليه آنان را ملزم مي‌نمايد كه در SEC پذيرش شده و استانداردهاي عملياتي معيني را رعايت نمايند. قانون اوراق بهادار 1933 ثبت سهام شركتها و تحويل اميدنامه را در عرضه عمومي اوليه سهام الزامي نمود. و قانون 1934 بورس اوراق بهادار، بازار ثانويه سهام شركتهاي سرمايه‌ گذاري را قانونمند نمود و استانداردهاي ضدسوءاستفاده را به‌منظور تضمين اين معاملات تدوين نمود. نهايتا، قانون 1940 مشاورين سرمايه‌گذاري، هدايت مديران سرمايه‌گذاري شركتها را قانونمند نمود و آنها را ملزم به ثبت نام در SEC كرد. SEC براي جلب اطمينان از رعايت قوانين و مقررات، عمليات شركتها را مورد بازرسي قرار مي‌دهد. بورس اوراق بهاداري كه سهام شركت در آن پذيرفته شده نيز شرايط معيني را وضع مي‌نمايد. بورس‌هاي اوراق بهادار، افشا سريع اطلاعات با اهميت، برخي الزامات و دستورالعملهاي شركتي شامل برگزاري مجمع ساليانه سهامداران را الزامي

 

14. كارمزدها و هزينه‌ها در شركتهاي سرمايه‌گذاري چيست؟

يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته متحمل هزينه‌هاي عملياتي در ارتباط با مديريت پرتفوي، عمليات تجاري شركت، نگهداري از دارائيها و خدمات سهامداران ميگردد. اين هزينه‌ها از محل درآمدها و قبل از پرداخت هرگونه سودي به سهامداران پرداخت مي‌گردد. شايان ذكر است كه اين هزينه‌ها در مقايسه با درآمدهاي شركتهاي سرمايه‌گذاري اندك مي‌باشد.

 

15. خريد و فروش سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه انجام مي‌پذيرد؟

سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته تقريبا به همان شكل مبادله سهام شركتهاي سهامي عام انجام مي‌گيرد،  از طريق كارگزاران، دلالان و موسسات سرمايه‌گذاري.

در هنگام عرضه عمومي اوليه، تعداد ثابتي از سهام شركت به سرمايه‌گذاران عرضه مي‌گردد. بعد از عرضه عمومي اوليه سرمايه‌گذار ممكن است سهام شركت را در بازار ثانويه خريداري نمايد. سرمايه‌گذاران اطلاعات مربوط به عرضه اوليه عمومي و بازار ثانويه شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته را از موسسات كارگزاري يا سرمايه‌گذاري دريافت مي‌نمايند. قيمتهاي بازار نيز از طريق سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در دسترس مي‌باشد.

در عرضه عمومي اوليه، سهام يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته با كارمزد فروشي كه به تضمين‌كننده و كارگزار فروشنده پرداخت ميگردد، بفروش مي‌رسد. به علاوه سرمايه‌گذاري كه سهام شركت را در بازار ثانويه خريد يا فروش نمايد، بايد به كارگزار كميسيون فروش بپردازد. قيمت خريد يا فروش سهام، منعكس كننده قيمت جاري بازار به علاوه يا منهاي اين كميسيون كارگزاري مي‌باشد. براي تامين سرمايه بيشتر، يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه ثابت مي‌تواند سهام بيشتري را به عموم عرضه نمايد. شركت همچنين مي‌‌تواند حق‌تقدم خريد سهام را ارائه نمايد كه معمولا به كسر نسبت به NAV مي‌باشد. در بسياري از كشورها متداول است كه سهامداران شركت كه حق‌تقدم دريافت مي‌دارند، اميدنامه نيز دريافت نمايند كه دربردارنده اهداف شركت سرمايه‌گذاري در جذب منابع مالي جديد مي‌باشد.

 

16. چه اطلاعاتي از شركتهاي سرمايه‌گذاري دراختيار سرمايه‌گذاران قرار مي‌گيرد؟

گزارشات ساليانه و شش ماهه‌ و ماهيانه‌اي كه شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته براي سهامداران فراهم مي‌نمايند مي‌تواند شامل صورتهاي مالي و اطلاعات مربوط به پرتفوي، عملكرد، اهداف و سياستهاي سرمايه‌گذاري ‌باشد. گزارش ساليانه يك شركت شامل صورتهاي مالي مي‌شود كه بوسيله حسابداران مستقل مورد حسابرسي قرار گرفته‌اند و گزارش مديريت درمورد عمليات، نتايج سرمايه‌گذاري و استراتژيهاي شركت.

 

17. قبل از خريد سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چه مسايلي را بايد درنظر گرفت؟

يك سرمايه‌گذار قبل از خريد يك سهم هميشه بايد اهداف سرمايه‌گذاري خود را تعيين نمايد. اين اهداف به عواملي چون شرايط مالي سرمايه‌گذار، سن و درآمد بستگي دارد.

سرمايه‌گذار همچنين بايد نگرش خود را از ريسك ارزيابي نمايد. تمامي سرمايه‌گذاريها شامل ريسك مي‌شوند و برخي سرمايه‌گذاريها بيشتر از بقيه. معمولا هرقدر ريسك بيشتر باشد، بازده بالقوه بيشتر مي‌گردد. به اين ترتيب مطالعه دقيق صورتهاي مالي و گزارشات ميان‌دوره‌اي شركتهاي سرمايه‌گذاري در تصميمات سرمايه‌گذاران اثرات شگرف دارد.

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/11/24 ساعت 21:40 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


پرسش و پاسخ همگاني ( بخش دوم ):

پرسش و پاسخ همگاني ( بخش دوم ):

 

 

    7. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام خارجي كدامند؟  

    8. ويژگيهاي شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه كد امند؟

    9. انواع شركت هاي سرمايه گذاري اوراق قرضه داخلي كدامند ؟

  10. انواع شركت هاي سرمايه گذاري اوراق قرضه خارجي كدامند ؟

  11. قيمت‌ سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه محاسبه مي‌شود؟ 

  12.  بازده سرمايه‌گذاري در شركتهاي سرمايه‌گذاري چيست؟ 

 

پاسخ:

 

7. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام خارجي كدامند؟

Multicountry Equity Growth Funds. از طريق سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي خارجي و تنوع بخشي در كشورهاي سرمايه‌پذير اقدام به كسب بازده سرمايه مي‌نمايند.

Multicountry Equity Growth and Income Funds. تركيبي از بازده سرمايه و سود نقدي را از طريق سرمايه‌گذاري در شركتهاي خارجي كسب مي‌نمايند، همراه با ايجاد تنوع در ميان كشورهاي سرمايه‌پذير.

Single Country Equity Growth Funds. با تمركز بر روي يك كشور خاص، اقدام به سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي آن كشور مي‌نمايند تا بازده سرمايه كسب نمايند.

Single Country Equity and Income Funds. تركيبي از بازده سرمايه و سود نقدي را از طريق سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي خارجي كسب مي‌كنند و بر روي يك كشور خاص تمركز دارند.

شركت‌هاي سرمايه‌گذاري سهام جهاني

Equity Funds. اين شركتها در اوراق بهادار شركتها و دولتها در سراسر جهان سرمايه‌گذاري مي‌نمايند(هم داخلي و هم خارجي) و پرتفويي با تنوع جهاني بوجود مي‌آورند.

 

8. ويژگيهاي شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه كد امند؟

كليه شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه با سرمايه بسته در معرض ريسك بازار و ريسك اعتبار مي‌باشند. ريسك بازار عبارت است از ريسكي كه در  اثر افزايش نرخ بهره و كاهش ارزش اوراق قرضه موجود در پرتفوي شركت روي مي‌دهد. به‌طور كلي، هر قدر زمان سررسيد اوراق بهادار پرتفوي يك شركت بيشتر باشد، نوسانات ارزش خالص دارايي (NAV) آن به خاطر ريسك بازار بيشتر است. ريسك اعتبار عبارت است از ريسكي كه صادركننده اوراق قرضه‌اي كه به وسيله شركت نگهداري مي‌شود در پرداخت اصل و بهره وجوه قرض گرفته شده كوتاهي نمايد.سياستهاي سرمايه‌گذاري يك شركت سرمايه‌گذاري اوراق قرضه با سرمايه بسته كيفيت  اعتبار و سررسيد سرمايه‌گذاريهاي شركت را مشخص مي‌نمايد.

 

9. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه داخلي كدامند؟

Convertible Funds. در اوراق قرضه قابل تبديل و سهام ممتاز قابل تبديل شركتهاي موطن سرمايه‌گذاري مي‌نمايند تا هم سود نقدي بدست آورند و هم بازده سرمايه.

Debt Corporate Bond Funds. در اوراق قرضه شركتهاي موطن سرمايه‌گذاري ‌مي‌نمايند.

Debt Government Bond Funds. در اوراق قرضه منتشر شده به‌وسيله دولت سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

Debt Mixed Bond Funds. در تركيبي از اوراق قرضه منتشر شده به‌وسيله شركتهاي مقيم و دولت سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

Debt Municipal Bond-national. در اوراق قرضه‌اي كه به‌وسيله شهرداري‌ها در سطح ملي منتشر مي‌شوند، سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

Debt Municipal Bond-Single State Funds. در اوراق قرضه‌اي كه به‌وسيله يك شهرداري خاص يا يك منطقه خاص از كشور منتشر مي‌شود، سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

 

10. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه خارجي كدامند؟

Multicountry Debt Funds. در اوراق قرضه شركتها يا دولتهاي خارجي سرمايه‌گذاري مي‌نمايند و تنوع‌بخشي را در ميان كشورها انجام مي‌دهند.  

Single Country Debt Funds. در اوراق قرضه شركتها يا دولتهاي خارجي سرمايه‌گذاري مي‌نمايند و تمركز خود را بر روي يك كشور خاص قرار مي‌دهند.

شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه جهاني

Global Debt Funds. در اوراق قرضه شركتها و دولتهاي سراسر جهان سرمايه‌گذاري مي‌نمايند(هم داخلي و هم خارجي)

 

 

11. قيمت‌ سهام شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه محاسبه مي‌شود؟

بسياري از شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته ارزش پرتفوي خود را در هر روز كاري محاسبه مي‌نمايند. برخي ديگر از آنها اين كار را به صورت هفتگي يا برمبناي ديگري انجام مي‌دهند. NAV يك شركت عبارت است از ارزش بازار كليه اوراق بهادار شركت منهاي هزينه‌ها و بدهيها تقسيم بر كل سهام منتشر شده شركت. NAV در اثر افزايش يا كاهش ارزش كل پرتفوي تغيير مي‌نمايد.

از آنجا كه سهام يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در بازار سهام بر مبناي تقاضاي سرمايه‌گذاران مورد داد و ستد قرار مي‌گيرد، سهام يك شركت ممكن است به قيمتي بالاتر يا پايين‌تر از NAV آن معامله شود. براي مثال يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته كه با تقاضاي زيادي همراه باشد، ممكن است به قيمتي بالاتر از NAV آن مورد داد و ستد قرار بگيرد. در چنين شرايطي گفته مي‌شود كه سهام شركت به صرف نسبت به  NAVفروخته مي‌شوند.

عكس آن نيز ممكن است صادق باشد. برمبناي نگرش بدبينانه از پرتفوي يك شركت يا بازاري كه شركت در آن فعاليت مي‌نمايد يا عدم وجود دانش سرمايه‌گذاري يا شناخت بازار سهامي يك شركت ممكن است به قيمتي پايين‌تر از NAV آن مبادله شود. به سهام چنين شركتي گفته مي‌شود كه به كسر نسبت به NAV فروخته مي‌گردد. براي مثال اگر NAV يك شركت، بر مبناي ارزش جاري پرتفوي آن 2000 ريال باشد، اما به قيمت 1900 ريال قيمت‌گذاري شود، اين سهم به كسر 100 ريال فروخته مي‌گردد.اگر از سمت ديگري به قضيه بنگريم، وقتي سهمي به كسر 100 ريال نسبت به NAV مبادله مي‌گردد، سرمايه‌گذاري مي‌تواند 2000 ريال از دارائيهاي شركت را به نرخ 1900 ريال خريداري نمايد.

مديريت شركت ممكن است در جهت كوشش براي كاهش تنزيل از طريق گزارشات عمومي و ارتباطات به افزايش بازارپذيري شركت بنمايد. يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در بسياري از كشورهاي جهان ممكن است از طريق ارائه يك برنامه سرمايه‌گذاري مجدد سود نقدي، اعلام پيشنهاد خريد سهام(شركت خريد سهامش را به‌طور مستقيم از سهامداران به قيمت NAV پيشنهاد ميدهد)، ياايجاد يك برنامه خريد سهام (شركت سهامش را از بازار آزاد خريداري مي‌نمايد) را بنمايد.

به علاوه برخي شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در بسياري از كشورها با هدف نزديك نمودن قيمت سهام به NAV اقدام به بازخريد سهام خود به ارزش خالص داراييهاي هر سهم مبادرت مي‌ورزند. البته چنين تصميماتي بايد به تصويب هيات مديره شركت برسد تا با رعايت صرفه و صلاح شركت صورت پذيرد.

لازم به ذكر است كه EPS شركتهاي سرمايه‌گذاري در قيمت‌گذاري سهام آنان بايد كمترين اثر را داشته باشد.

 

 

12. بازده سرمايه‌گذاري در شركتهاي سرمايه‌گذاري چيست؟

بازده سرمايه‌گذاري يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته از سه جزء تشكيل شده است:

  1. افزايش يا كاهش قيمت سهم. بر اثر تقاضاي سهام يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در بازار، قيمت سهام آن با افزايش يا كاهش مواجه ميگردد. تقاضاي بازار يك سهم ممكن است تابع عوامل زيادي شامل نگرش بازار به شركت يا مدير سرمايه‌گذاري آن، نگرش درمورد نوع اوراق بهادار يا ناحيه جغرافيايي كه شركت در آن سرمايه‌گذاري مي‌نمايد و عملكرد سرمايه‌گذاري و NAV شركت باشد.

  2. سود نقدي. يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته ممكن است از اوراق بهاداري كه در پرتفوي خود دارد، بهره و سود دريافت نمايد. اين درآمد منهاي هزينه‌هاي عملياتي شركت بين سهامداران توزيع مي‌گردد. شركتهاي سرمايه‌گذاري اوراق قرضه به علت ظرفيت كسب سودشان انتخاب مي‌گردند اگرچه شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام نيز ممكن است سود نقدي كسب نمايند. سرمايه‌گذاران همچنين مي‌توانند شركتهايي را كه از درآمد معاف از ماليات برخوردارند، انتخاب نمايند. چنانچه سود نقدي يك شركت از سود نقدي و بهره‌اي كه شركت در طي دوره مالي كسب نموده است بيشتر شود، سهامداران بازده سرمايه را دريافت خواهند كرد.

  3. توزيع بازده سرمايه. اگر شركت از فروش اوراق بهادار در طي سال سود ببرد، ممكن است سود را ميان سهامداران توزيع نمايد. توزيع بازده سرمايه معمولا به صورت ساليانه انجام مي‌گيرد.

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/25 ساعت 19:1 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


مدل قيمت گذاري دارايي‌هاي سرمايه‌اي

مدل قيمت گذاري دارايي‌هاي سرمايه‌اي

 

 

اگر پرتفوی شما متشکل از تمام سهام بازار باشد، باز هم ریسک سیستماتیک هنوز در جای خود ایستاده و قصد رفتن ندارد بنابراین در محاسبه بازدهی مناسب، این ریسک سیستماتیک است که سرمایه‌گذار را اذیت می‌کند.

صرف‌نظر از اینکه ما چه میزان تنوع در پرتفوی خود ایجاد کنیم حذف تمامی ریسک‌ها میسر نخواهد بود. از دید یک سرمایه‌گذار ما مستحق دریافت آن نرخ بازدهی هستیم که نسبت به ریسک تحمل شده پاداشی در خور باشد. مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای به ما کمک می‌كند تا ریسک سرمایه‌گذاری را محاسبه کرده و نرخ بازدهی مورد انتظار بایسته را تعیین کنیم قبل از اینکه بحث شلوغ شود دوباره تکرار می‌کنیم CAPM یک مدل است که به ما کمک مي‌کند تا دو چیز مهم مشخص شود.

 

ریسک و بازدهی مورد انتظار

در هر سرمایه‌گذاری دو مولفه اساسی عبارتند از بازدهی مورد انتظار و ریسکی که برای به دست آوردن این بازدهی باید متحمل شد و با استفاده از CAPM همین دو عامل مهم را مشخص می‌کنیم

در اینجا ما به فرمولی که در پس زمینه این مدل قرار دارد، مدارکی دال بر تایید و رد مدل CAPM و معنای آن برای یک سرمایه‌گذاری عادی خواهیم پرداخت.

 

تولد مدل

مدل CAPM توسط یک اقتصاددان مالی به نام آقای ویلیام شارپ در کتاب تئوری پرتفوی و بازارهای سرمایه مطرح شد و از بابت مطرح کردن همین مدل برنده جایزه نوبل اقتصادی شد. مدل او با اين ایده شروع می‌شود که یک سرمایه‌گذاری منفرد شامل دو نوع ریسک است.

 

1. ریسک سیستماتیک

این نوع ریسک مربوط به بازار است و گریزی از آن نیست مثل نوسان نرخ بهره، رکورد اقتصادی و مسائلی مثل جنگ.

 

2. ریسک غیر سیستماتیک

این ریسک که به ریسک خاص نیز معروف است مختص سرمایه‌گذاری در سهام خاصی است و با افزایش تنوع سهام موجود در یک پرتفوی می‌توان از آن اجتناب کرد. در اصطلاح فنی‌تر، این ریسک نشان دهنده آن قسمت از بازدهی سهام است که با حرکات بازار ارتباطی ندارد.

تئوری مدرن پرتفوی نشان می‌دهد که از طریق تنوع بخشی می‌توان ریسک خاص را از بین برد ولی مشکل اساسی این است که با تنوع سازی معادل بازار هم نمی‌توان ریسک سیستماتیک را حذف کرد، به عبارت دیگر اگر پرتفوی شما متشکل از تمام سهام بازار هم باشد باز هم ریسک سیستماتیک هنوز در جای خود ایستاده و قصد رفتن ندارد. بنابراین در محاسبه بازدهی مناسب، این ریسک سیستماتیک است که سرمایه‌گذار را اذیت می‌کند.

مدل CAPM به وجود آمده است تا این جانور موذی غیر قابل حذف را اندازه گیری کند، گرچه نمی‌تواند آن را از بین ببرد اما حداقل مي‌تواند میزان خسارت وارده توسط آن را پیش‌بینی کند.

شارپ می‌گفت که بازدهی یک سهام منفرد یا سبدی از سهام بایستی برابر هزینه سرمایه آن باشد.

فرمول اساسی مدل CAPM که رابطه بین ریسک و بازدهی مورد انتظار را نشان می‌دهد، به شرح ذیل است:

نقطه شروع این مدل – نرخ بهره بدون ریسک است که برای آن بازدهی اوراق قرضه ده ساله دولتی در نظر گرفته می‌شود.

به این نرخ بدون ریسک صرفی اضافه می‌شود که سرمایه‌گذارن از بابت پذیرش ریسک اضافی انتظار آن را دارند. این صرف بازار سهام حاصل تفاوت نرخ بازدهی مورد انتظار کل بازار و نرخ بازدهی بدون ریسک است. در فرمول فوق به صرف بازار سهام ضریبی ضرب شده است که شارپ آن را بتا نامیده است.

 

بتا

بر طبق مدل CAPM بتا، واحد اندازه‌گیری ریسک سیستماتیک مربوط به سهام است. در واقع بتا، میزان بالا و پایین رفتن قیمت سهم با میزان بالا و پایین رفتن قیمت کلیه سهام بازار را اندازه‌گیری می‌کند.

اگر حرکت قیمت سهام یک شرکت کاملا منطبق با حرکت بازار سهام باشد، گفته می‌شود که بتای آن سهام برابر یک است. سهامی که بتای آن 5/1 باشد در صورت کسب بازدهی 10درصد بازار، بازدهی برابر 15درصد کسب خواهد کرد و در صورت بازدهی منفی 10درصدی برای بازار، بازدهی منفی معدل 15درصد خواهد داشت.

طریقه محاسبه بتا بدین صورت است: در یک دوره زمانی مشخص مثلا یک ماهه، بازدهی‌های روزانه یک سهم با بازدهی‌های روزانه بازار مقایسه شده و از طریق روش‌های آماری ارتباط حرکتی این دو بازدهی باهم مشخص می‌شود.

در یک تحقیق دانشگاهی که در سال 1972 با عنوان آزمون تجربی مدل قیمت‌گذاری دارایی‌های سرمایه‌ای توسط بلک فیشر و همکاران وی به عمل آمد، وجود یک رابطه خطی بین بازدهی پرتفوی‌های سهام و بتا‌های آنها به دست آمد. آنها روند قیمت سهام شرکت‌ها در بورس اوراق بهادار نیویورک را در فاصله زمانی 1931 تا 1965 مورد مطالعه قرار دارند.

در مقایسه با صرف ریسک بازار سهام، بتا نشاندهنده میزان پاداش مورد توقع سرمایه‌گذاران در بازار سهام برای تحمل ریسک اضافی است. اگر بتای سهام 2 و نرخ بهره بدون ریسک 3درصد و بازدهی بازار 7درصد باشد بازدهی مازاد بازار در مقایسه با نرخ بهره بدون ریسک معادل 4درصد خواهد شد و بازدهی مازاد سهام برابر 8درصد است و نرخ کل بازدهی مورد انتظار سهام برابر مجموع بازدهی مازاد سهام و نرخ بهره بدون ریسک یعنی 11درصد است.

پس به این نتیجه می‌رسیم که سرمایه‌گذاری که در دارایي ریسک‌داری سرمایه‌گذاری می‌کند یک صرفی نسبت به نرخ بهره بدون ریسکی به نام صرف ریسک یا پاداش ریسک به دست مي‌آورد اما سوال اساسی این است میزان این صرف چه اندازه‌ای باشد؟

اندازه آن برابر حاصل ضرب بتا در صرف ریسک بازار سهام است. از یاد نبرده‌ایم که صرف ریسک بازار سهام عبارت است از مابه‌التفاوت نرخ بازدهی مورد انتظار بازار از نرخ بازدهی یا نرخ بهره بدون ریسک.

در یک تحلیل ساده با مقایسه نرخ بازدهی مورد انتظار یک سرمایه‌گذاری که از مدل به دست می‌آید با بازدهی واقعی که از آن به دست خواهد آمد (مثلا از طریق نسبت قیمت به سود) می‌توان گفت که سهام به قیمت مناسبی خریداری شده است یا خیر.

 

معنی مدل CAPM برای شما چیست؟

این مدل نشانگر یک تئوری ساده است که نتیجه ساده‌ای را نیز در پی دارد. این مدل می‌گوید تنها دلیلی که یک سرمایه‌گذار بازدهی بالاتر از میانگین بازار از طریق سرمایه‌گذاری در یک سهام به دست می آورد این است که ریسک بیشتری را متحمل شود و یا سهامی را انتخاب کند که ریسک آن بیشتر از ریسک کل بازار است. هیچ تعجب‌آور نیست که این مدل توانست بر تئوری مدرن مالی غلبه کند اما سوال اساسی این است، آیا در واقعیت هم این مدل به این دقت کار می‌کند؟ کاملا روشن نیست. بزرگ‌ترین عامل این ابهام چیزی نیست به جز همان عامل بتا.

پروفسور اما و همکاران وی بازدهی‌های سهام بورس‌های نیویورک، بورس آمریکا و بورس نزدک را در بین سال‌های 1963 تا 1990 مورد مطالعه قرار دادند و متوجه این نکته شدند که در این فاصله زمانی نسبتا طولانی، تفاوت در بازدهی‌های سال‌های مختلف از طریق تفاوت‌های بتاهای آنها قابل توصیف نيست. همچنین ارتباط خطی بین بتا و بازدهی‌های یک سهم در یک دوره زمانی کوتاه برقرار نيست. نتایج این تحقیقات اساس مدل CAPM را مورد تردید قرار داد و خاطر نشان ساخت که احتمالا این مدل نادرست باشد.

اگر چه تحقیق فوق و بعضی از تحقیقات انجام شده اعتبار این مدل را مورد تردید قرار داده‌اند ولی این تردیدها از میزان استفاده از این مدل در جوامع سرمایه‌گذاری و مالی نکاسته است. اگر چه از طریق محاسبه و دانستن بتای یک سهام، کار تشخیص و پیش‌بینی حرکت و واکنش یک سهم نسبت به حرکت بازار تمام شده نیست اما سرمایه‌گذاران حداقل با اطمینان خاطر می‌توانند ادعا کنند که پرتفوی‌های با بتای بزرگ‌تر از یک بازار جلوتر خواهند بود، چه در جهت بازدهی منفی و چه در جهت بازدهی مثبت و پرتفوی‌های با بتاهای کوچک‌تر حرکتی کندتر از بازار خواهند داشت.

این مطلب برای سرمایه‌گذاران و به خصوص مدیران صندوق‌ها مطلب حایز اهمیتی است چرا که آنها از نگه‌داشتن پول به صورت وجوه نقد بیزار هستند و در صورت داشتن تصور اینکه بازار برای مدتی خرسی خواهد بود، می‌توانند در سهام‌های با بتای پایین سرمایه‌گذاری کنند.

به عبارت دیگر با دانستن بتاهای اوراق مختلف و با توجه به سیاست ریسک و بازدهی خود می‌توانند به تنظیم پرتفوی بپردازند. در شرایط بازار گاوی روی سهام‌ با بتای بالاتر از یک و در شرایط بازار خرسی روی سهام‌ با بتای کمتر از یک سرمایه‌گذاری کنند.

مدل CAPM به طور فزاینده‌ای سرمایه‌گذاران در اوراق بهادار و به خصوص سرمایه‌گذاران ریسک گریز را شاخص محور کرده است.

علت این امر به پیغام اصلی مدل CAPM برمی‌گردد. این پیغام چنین است: شما در صورتی می‌توانید به بازدهی‌های بالاتر از بازدهی کل بازار برسید که سهام‌ با ریسک بیشتر از ریسک بازار که همان سهام با بتای بالاتر از یک باشد را انتخاب کنید.

 

نتیجه گیری

اگرچه نمی‌توان گفت که محاسبات این مدل محاسبات دقیق و کاملی هستند ولی می‌توان ادعا کرد که روح این مدل مطلب درستی را بیان می‌کند. این مدل معیار قابل استفاده‌ای از اندازه‌گیری ریسک را بیان می‌کند و به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا میزان بازدهی شایسته و بایسته خود را در مقابل ريسك ارزيابي كنند.

 

 نويسنده: محمد خانزاده

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/17 ساعت 12:31 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


راهكارهاي پيروزي در سرمايه‌گذاري

راهكارهاي پيروزي در سرمايه‌گذاري


آيا شما نيز در فكر يك سرمايه‌گذاري مناسب و اصولي براي مازاد درآمد و پس ‌اندازتان هستيد؟
اگر اينچنين است ابتدا بايد بدانيد كه يك نقشه‌ي كاري «
BUSSINES PLAN» درست و مديريت شده براي سرمايه‌گذاري با رويكردي به افق چشم‌اندازهاي مالي آينده، شما را در رسيدن به اهدافتان ياري مي‌نمايد.
حتي تصور اينكه يك تيم ورزشي هم بتواند بدون اتخاذ يك استراتژي از پيش تعيين شده، گوي سبقت را از تيمهاي ديگر بگيرد، كمي مشكل و دور از ذهن است.
با اين وجود وقتي بحث از سرمايه‌گذاري در بازار سرمايه مي‌شود،‌ نخستين مساله خريد و فروش اوراق بهادار است كه در بين مردم رواج بيشتري دارد آن هم بدون اينكه استراتژي خاص يا هدف معيني در نظر گرفته شده باشد.
بايد دانست كه بدون يك برنامه‌ي مدون و مشخص،‌ تضمين اينكه سرمايه‌گذاري شما خواهد توانست نيازهاي مالي شما را برآورده سازد كمي دور از منطق است. در دوران بحران اقتصادي هيچ چيزي مهم‌تر از داشتن يك استراتژي قوي و كارآمد نيست. در اين دوران حتي سرمايه‌گذاران مجرب و حرفه‌اي هم ممكن است با ترديد به چشم‌اندازهاي توسعه بنگرند و از خود بپرسند آيا اين احتمال وجود دارد كه اهداف مالي آينده برآورده شود؟ چرا كه آنها مي‌دانند بدون يك راهكار مدون و اصولي تضمين ادامه سياست‌هاي گردش مالي بسيار سخت مي‌شود حتي ممكن است پيشنهادهاي خوب و بلكه ايده‌آل كنوني را هم از دست رفته ببينند.
پس ناگفته پيداست ايجاد يك استراتژي طولاني مدت لزوما موجب خلق مشكل نخواهد بود. پس با پيروزي از يك برنامه‌ي منظم و بلندمدت و انجام سرمايه‌گذاري‌هايي در حد متوسط و معمولي اين احتمال براي اين گونه سرمايه‌گذاران وجود خواهد داشت كه به حفاظت از دارايي‌هاي در گردش خود در مقابل اين چهار خطر اصلي بازار كمك كنند: نوسانات نرخ بهره‌، خطر اعتبارات، ريسك سرمايه‌گذاري مجدد و نقدينگي.
اينجاست كه بايد گفت: يك نقطه شروع مناسب براي شما آن است كه يك الگو و مدلي را متناسب با نيازها و شرايط خود طراحي نماييد. براي مثال يك سرمايه‌گذار محافظه كار ممكن است 50 درصد اوراق قرضه. 25 درصد سهام و 25 درصد نقدينگي را نياز مبرم تسلط بر بحرانهاي آتي بداند و در مقابل يك سرمايه‌گذار حرفه‌اي و پيشتاز كه به دنبال به حداكثر رساندن سود خود است، ممكن است كه سرمايه خود را تبديل به 15 درصد اوراق قرضه، 80 درصد سهام و 5 درصد نقدينگي كند. بطور كلي هر چه سرمايه‌گذاران به دوران بازنشستگي خود نزديك و نزديك‌تر مي‌شوند سياست اوراق قرضه بيشتر و نقدينگي بيشتر را اتخاذ مي‌نمايند. اگر چه خطر در بازار اوراق قرضه مانند بازار سهام نيست ولي يك سرمايه‌گذار بايد آگاه باشد كه احتمال شكست و نزول سرمايه هميشه وجود دارد و فقط از طريق بررسي دقيق اوراق بهادار و تمركز بر روي متنوع‌سازي، ‌تحقق اهداف طولاني مدت و كوتاه‌مدت محتمل‌تر خواهد بود.
براي اطمينان از فلسفه سرمايه‌گذاري، هر فرد بايد انواع سرمايه‌گذاري‌هايي را كه مجموعه اوراق بهادار او را تشكيل مي‌دهند، تعيين نمايد. براي نمونه شخصي كه علاقمند به حفظ سرمايه است ممكن است خزانه‌ها را انتخاب كند، در حالي كه فردي كه بدنبال افزايش سود خود مي‌باشد بر اوراق مشاركتي تكيه نمايد.
با اين وجود انتخاب درست از ميان انواع اوراق بهادار هم خود نياز به تحقيق و كندوكاو مبسوطي دارد كه اين امر از واجبات تحقق سرمايه‌گذاري‌هاي آينده ‌نگرانه محسوب مي‌شود.
خطر اعتبارت: يك سرمايه‌گذار اوراق قرضه ابتدا بايد تعيين نمايد كه تا چه مقدار و كدام سطح از ريسك سرمايه‌گذاري براي وي قابل قبول است زيرا بر روي اوراق قرضه هميشه احتمال كاهش و نزول سرمايه‌گذاري‌ها وجود دارد.
ريسك سرمايه‌گذاري مجدد: اگر چه بسياري از سرمايه‌گذاران به انتظار داشتن اوراق با درآمد ثابت وارد بازار مي‌شوند، شركت يا سازماني كه آن اوراق قرضه را صادر مي‌كند ممكن است كه قادر به بازخريد آن باشد يا آن را تا يك ميزان يا بيشتر ادا كند. اگر چه ممكن است كه درآمدها را بتوان از چنين اقداماتي تشخيص داد ولي يك سرمايه‌گذار خيلي اوقات خودش را در وضعيتي مي‌بيند كه مجبور به سرمايه‌گذاري مجدد پول با ميزان پايين‌تري از سود مي‌باشد. پس با وجود اين گونه مصداق‌ها دانستن اين مساله بسيار مهم است كه كدام اوراق قرضه ويژگي فراخواني را دارند و كدام‌شان ندارند. از آنجا كه اوراق و اسناد قابل فراخواني سود بيشتري از ساير اوراق دارند، ‌سرمايه‌گذاران ممكن است اينگونه نتيجه‌گيري نمايند كه اضافه كردن تركيبي از اوراق قابل فراخواني و غيرقابل فراخواني سود و عاديات آنها را افزايش مي‌دهد.
نقدينگي: اگر يك سرمايه‌گذار بخش زيادي از نقدينگي‌اش را در يك اوراق قرضه جداگانه و يا سبدي از اوراق (كه در همين زمان به موعد خود مي‌رسد) سرمايه‌گذاري مي‌كند، بايد مطمئن شود كه مجبور نخواهد بود قبل از رسيدن موعد سرمايه‌گذاري، پول خود را از بازار بيرون بكشد. اگر چه ممكن است بعضي اوقات براي رسيدن به سود بيشتر و يا رفع يك مشكل مالي اوراق قرضه خود را بفروشيد ولي اين احتمال وجود دارد كه با يك فقدان و يا يك شكست اساسي مواجه شويد؛ هر چند بسياري از سرمايه‌گذاران به گونه‌اي برنامه‌ريزي مي‌ كنند كه اوراق خود را به سرانجام برسانند ولي حوادث زندگي و نوسانات رويدادهاي سياسي و اقتصادي ممكن است مزاحم اين روند شوند.
نوسانات نرخ بهره: به روشني پيداست كه راهي براي جلوگيري از بالا و پائين رفتن نرخ سود وجود ندارد و در حقيقت همين تغييرات نرخ سود است كه باعث بوجود آمدن فرصتهاي بزرگ در زندگي بسياري از افراد مي‌شود. در ضمن اين نكته بسيار مهم را نيز حتي المقدور نبايد فراموش كنيد كه بهتر است سبدي از سهام را تهيه كنيد كه سررسيد آنها در تاريخ‌هاي متفاوت با يكديگر باشند.
كليد اصلي ايجاد يك استراتژي موفق اين است كه يك سبد متنوع از اوراق و سهام متناسب با برآيند كارشناسي‌ها و برآورد نيازهاي فردي جمع‌آوري شود. اين مساله مي‌تواند بدين معنا باشد كه تركيبي از سهام شركتها، اوراق قرضه دولتي و يا اوراق رهن مناسب‌ترين گزنيه باشد. همچنين اين استراتژي مشخصا مي‌بايست شامل تاريخ تنظيم سررسيد، ميزان نقدينگي،‌ ريسك اعتباري و موضوع نرخ سود نيز باشد. بايد توجه داشت كه صرفا خريد سهام فقط يك شركت مي‌تواند خطر قابل توجهي را براي سرمايه شخص ايجاد نمايد و البته از سوي ديگر نيز خريد اوراق بهادار آن هم بدون يك استراتژي و برنامه مشخص غالبا يك ريسك جبران‌ناپذير براي سرمايه‌گذار به شمار مي‌رود.

 
روش پلكاني و توازني (
Iadering and barbelling)
در بسياري از موارد سرمايه‌گذاران حرفه‌اي اوراق بهادار مي‌توانند از استراتژي‌هاي مشخص سرمايه‌گذاري از جمله پلكاني (
Iadering) و توازني (barbelling) استفاده نمايند. بطور خلاصه بايد گفت: در استفاده از روش پلكاني، سرمايه‌گذار تاريخ سررسيد براي اوراق ايجاد مي‌نمايد نظير 2 سال،‌4 سال،‌6 سال و... در نتيجه چنين مجموعه‌اي از اوراق قرضه يك ميانگين سررسيد چند ساله را ايجاد مي‌نمايد. اين روش اگر خوب طراحي شود خطرات ميزان نقدينگي، فراخواني، اعتباري و سرمايه‌گذاري مجدد را به ميزان بسيار قابل توجهي كاهش مي‌دهد. روش ديگري نيز روش توازني است كه آن هم به نوبه خود مي‌تواند اين دسته از ريسك‌ها و خطرات را كاهش داده باعث افزايش سود شده و عوايدي را نيز نصيب فرد كند.
در اين روش هم به مانند روش قبلي از استراتژي تاريخ‌هاي سررسيد استفاده مي‌شود ولي با اين تفاوت كه تاكيد بر روي هر دو تاريخ سررسيد طولاني مدت و كوتاه‌مدت مي‌باشد.
براي نمونه يك سرمايه‌گذار ممكن است بخشي از اوراق بهادار را 2 ساله يا 5 ساله و بقيه ارواق را 15 ساله يا 20 ساله خريداري نمايد. به اين ترتيب مشخصه اين روش و استراتژي دارا بودن قابليت انعطاف‌پذيري بيشتر نسبت به روش قبلي مي‌باشد.
به هر روي اگر در فكر بازانديشي و ايجاد راه كاره‌اي موفقيت‌آميز در سرمايه‌گذاري‌هايتان هستيد حتما بر روي مطالب و موضوعات فوق پرداخت‌هاي گسترده‌تري را انجام دهيد.

نيمانور بخش
منبع:
on investing

برگرفته از سايت كارآفريني

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/08 ساعت 6:40 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


پرسش و پاسخ همگاني (بخش اول) :

پرسش و پاسخ همگاني (بخش اول) :

 

۱. شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته چيست؟  

۲. شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه هدايت مي‌شود؟ 

۳. ساختار پرتفوي شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه است؟

۴. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته كدامند؟  

۵. شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام چه ويژگيهايي دارند؟  

۶. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام داخلي كدامند؟  

 

پاسخ:

 

 

۱. شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته چيست؟

شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته نوعي شركت سرمايه‌گذاري است كه سهام آن در بورس پذيرفته شده يا در خارج از بورس مورد داد و ستد قرار مي‌گيرد. دارايي‌هاي يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته به شكل حرفه‌اي و مطابق با اهداف و سياستهاي شركت اداره مي‌شود و ممكن است در سهام، اوراق قرضه يا تركيبي از هر دو سرمايه‌گذاري شود. همانند ساير اوراق بهاداري كه به صورت عام مبادله ميگردند، قيمت بازار سهام يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته نيز نوساناتي را متحمل مي‌شود و به وسيله عرضه و تقاضا در بازار تعيين ميشود.

شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته با هم متفاوتند و سرمايه‌گذاران قبل از سرمايه‌گذاري در يك شركت خاص بايستي اطلاعات بيشتري درمورد آن كسب نمايند.


2.شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه هدايت مي‌شود؟

پرتفوي يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته به‌وسيله مدير يا شركتهاي مديريت پرتفوي به شكل حرفه‌اي اداره مي‌شود. وجوه دراختيار يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته از محل فروش تعداد معيني از سهام شركت تامين مي‌گردد و مدير شركت وجوه حاصله را مطابق با اهداف و سياستهاي شركت سرمايه‌گذاري مي‌نمايد. زيرا شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته اوراق بهادار قابل بازخريد صادر نمي‌نمايد و نوعا سهامش را به شكل مستمر عرضه نمي‌نمايد. براي يك شركت سرمايه‌‌گذاري با سرمايه بسته تامين نقدشوندگي سهام به‌منظور پاسخ به تقاضاي سرمايه‌گذاران به وجه نقد و يا خريد سهام به‌منظور سرمايه‌گذاري وجوه حاصل از فروش سهام به سرمايه‌گذاران ضرورتي ندارد.

از آنجا كه يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته در معرض تقاضاي سهامدارانش براي وجه نقد قرار نمي‌گيرد، و به عبارتي ملزم به بازخريد سهام نمي‌باشد، ممكن است در پرتفويي با درجه نقدشوندگي پايين سرمايه‌گذاري نمايد. براي مثال يك شركت سرمايه‌گذاري مي‌تواند دراوراق بهاداري سرمايه‌گذاري نمايد كه در كشورهايي داد و ستد مي‌‌شوند كه فاقد بازارهاي اوراق بهادار كاملا توسعه يافته هستند.


3. ساختار پرتفوي شركتهاي سرمايه‌گذاري چگونه است؟

يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته ممكن است متنوع شده و داراييهاي خود را در سهام و اوراق قرضه مختلفي سرمايه‌گذاري نمايد. در نتيجه، اثر تغيير در قيمت هر يك از سهام يا اوراق قرضه نگهداري شده بر شركت كاهش مي‌يابد. برخي از شركتها ممكن است متنوع نباشند. شركتهاي غيرمتنوع ممكن است در سرمايه‌گذاري‌هاي بخصوصي داراي مالكيت بيشتري باشند. در بيشتر مواقع براي يك سرمايه‌گذار انفرادي ايجاد يك پرتفوي به تنوع پرتفوي يك شركت سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته مشكل و گران است.


4. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري با سرمايه بسته كدامند؟

شرکتهای سرمایه گذاری با سرمایه بسته دو نوع عمده هستند - سهام و اوراق قرضه . برای مثال در آمریکا از کل مبلغ 149 میلیارد دلاری که در پایان سال 1997 در شرکتهای سرمایه گذاری با سرمایه بسته سرمایه گذاری گردیده است ، 51 میلیارد دلار در سهام و 97/9 میلیارد دلار در اوراق قرضه سرمايه‌گذاري شده است. به علاوه، شركتهاي سهام و  اوراق قرضه ممكن است پرتفويي متشكل از اوراق بهادار داخلي يا خارجي نگهداري نمايند.


 5. شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام چه ويژگيهايي دارند؟

كليه شركتهاي سرمايه‌گذاري در سهام و با سرمايه بسته در معرض ريسك كاهش ارزش اوراق بهادار موجود در پرتفوي خود و در نتيجه كم شدن ارزش خالص دارائي شركت  (NAV) و قيمت بازار شركت مي‌باشند. ارزش يك سهام بخصوص در پرتفوي يك شركت ممكن است در نتيجه فعاليتهاي تجاري و اوضاع مالي صادركننده سهم يا به خاطر شرايط بازار و اقتصاد كه بر كسب و كار صادركننده سهم يا بازار سهام تاثير مي‌گذارد، افزايش يا كاهش يابد.


6. انواع شركتهاي سرمايه‌گذاري سهام داخلي كدامند؟

Funds Equity balanced. پرتفوي را ميان سهام داخلي و اوراق قرضه به‌طور مساوري تقسيم مي‌نمايند تا هم بازده سرمايه داشته باشند و هم درآمد.

Funds Equity Dual Purpose.  اصولا در شركتهاي موطن سرمايه‌گذاري مي‌نمايند و دو طبقه از سهام را شامل مي‌شوند:

  1.   سهام درآمدي كه تمام سود نقدي شركت را دريافت مي‌كنند اما سهمي از بازده سرمايه نمي‌برند.

  2.   سهام سرمايه‌اي كه تمام رشد سرمايه شركت را دريافت مي‌كنند اما هيچ درصدي از سود نقدي را دريافت نمي‌كنند.

Funds Growth   Equity. از طريق سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي موطن بازده سرمايه كسب مي‌كنند.

Growth And Income funds Equity. از طريق سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي موطن تركيبي از بازده سرمايه و سود نقدي كسب مي‌نمايند.

Income funds Equity. از طريق سرمايه‌گذاري در سهام شركتهاي موطن سود نقدي كسب مي‌كنند.

Specialized Funds Equity. در يك پرتفوي متنوع از سهام شركتهاي موطن سرمايه‌گذاري مي نمايند و بر روي يك صنعت خاص يا نوع خاصي از اوراق بهادار تمركز مي‌‌كنند.

Utilities Funds Equity. اصولا در سهام شركتهاي خدماتي نظير تلفن، گاز، آب و برق سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

Flexible Portfolio Funds. اصولا در سهام عادي، اوراق قرضه، اوراق بهادار بازار پول و ساير انواع اوراق قرضه داخلي سرمايه‌گذاري مي‌نمايند.

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/08 ساعت 6:31 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


مفهوم P/E

مفهوم P/E

 

P/E يا نسبت قيمت به سود يكى از افزارهاى قديمى و عموماً پر استفاده به منظور ارزش گذارى سهام است. هر چند محاسبه P/E بسيار ساده است اما تفسير آن عملاً دشوار مى نمايد. در شرايط معينى اين نسبت بسيار گويا و در زمان هاى ديگر كاملاً بى معنا جلوه مى كند. از اين رو، غالباً سرمايه گذاران اين اصطلاح را نادرست به كار مى گيرند و در تصميماتشان بيش از حد لازم به آن وزن مى دهند.در بخش هاى بعدى اين مقاله ابتدا به تشريح و تبيين P/E مى پردازيم، سپس چگونگى استفاده از اين نسبت را در تجزيه و تحليل سهام بازگو مى كنيم، و سرانجام به شرايطى مى پردازيم كه نبايد از اين نسبت استفاده شود.

 

P/E چيست

 

P/E كوتاه شده نسبت price) P يا قيمت سهم) به (ESP Earning per Share) ( يا سود هر سهم) است. همان گونه كه از نام آن پيدا است، براى محاسبه P/E آخرين قيمت روز سهام يك شركت به سود هر سهم ( EPS ) آن تقسيم مى شود.غالباً P/E در تاريخ هايى محاسبه مى شود كه شركت ها اطلاعات EPS (معمولاً سه ماهانه) را افشا مى كنند. اين P/E را كه بر مبناى آخرين EPS محاسبه مى شود بعضاً P/E دنباله دار نيز مى گويند. اما گاهى از EPS برآوردى براى محاسبه P/E استفاده مى شود، اين EPS معمولاً معرف سود برآوردى سال آينده است. در اين صورت به P/E محاسبه شده P/E برآوردى يا پيشتاز گفته مى شود.

 

محاسبه P/E گاهى روش سومى هم دارد كه مبتنى بر ميانگين دو فصل گذشته و برآورد دو فصل باقيمانده سال است. تفاوت عمده اى بين اين سه نوع وجود ندارد اما بايد بدانيد كه از محاسبات داده هاى تاريخى واقعى در مقايسه با برآوردهاى تحليلگران مالى استفاده كنيد. مشكل بزرگ محاسبه P/E مربوط به شركت هايى است كه سود آور نيستند و از اين رو EPS منفى دارند. در خصوص چگونگى رفتار با اين پديده ديدگاه هاى متفاوتى وجود دارد. برخى قائل به وجود P/E منفى هستند، گروهى در اين حالت P/E را صفر مى دانند و بسيارى ديگر هم معتقدند كه ديگر P/E محلى از اعراب ندارد. به لحاظ تاريخى در بورس اوراق بهادار تهران عموماً ميانگين P/E در دامنه ۲ /۳ تا ۲ /۱۳ تجربه شده است. نوسان P/E در اين دامنه عمدتاً بستگى به شرايط اقتصادى هر زمان دارد. در حال حاضر ميانگين P/E كل شركت هاى پذيرفته شده در بورس تهران حدود ۲ /۸ است. همچنين P/E بين شركت ها و صنايع مى تواند كاملاً متفاوت باشد.

 

كاربرد P/E

 

به لحاظ نظرى، P/E يك سهم به ما مى گويد كه سرمايه گذاران چند ريال حاضرند به ازاى هر ريال سود يك شركت پرداخت نمايند. به همين جهت به آن ضريب سهام نيز مى گويند. به عبارت ديگر اگر P/E يك سهم ۲۰ باشد بدين معنى است كه سرمايه گذاران حاضرند ۲۰ ريال براى هر ريال از سود اين سهم (كه شركت توليد مى كند ) بپردازند .

 

الف- رشد سود

 

آنچه در بحث بالا به آن پرداختيم رشد شركت ها است. قيمت سهام بازتاب انتظارات سرمايه گذاران از ارزش و رشد آينده شركت است. اما توجه كنيد كه اندازه سود (EPS ) معمولاً مبتنى بر سود هاى (EPS هاى) گذشته است. اگر شركتى انتظار رشد دارد بنابراين انتظار داريم كه سودش نيز رشد كند. در نتيجه تفسيرى بهتر از P/E آن است كه خوشبينى بازار از آينده رشد يك شركت را باز تاب مى دهد. اگر P/E شركتى بالاتر از ميانگين بازار يا صنعت باشد بدين معنى است كه بازار در ماه ها يا سال هاى آينده انتظارات بزرگى از سهم اين شركت دارد. شركتى با P/E بالا بايد سود هاى فزاينده ايجاد كند، در غير اين صورت قيمت سهمش سقوط خواهد كرد. مثالى از شركت ايران خودرو گوياى اين بحث اس

 

ب- ارزانى يا گرانى

 

P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهترى براى ارزش گذارى سهم است. مثلاً به شرط پايدارى ساير متغيرها، سهمى با قيمت ۲۰۰ ريال و P/E برابر ۱۰ بسيار گران تر از سهمى با قيمت ۲۰۰۰۰ و P/E برابر ۱۰ است. توجه كنيد كه محدوديت هايى در اين مثال وجود دارد. شما نمى توانيد P/E هاى دو شركت كاملاً متفاوت را براى ارزش گذارى بهتر آنها مقايسه كنيد. به عبارت ديگر تعيين بالا يا پايين بودن P/E بدون توجه به دو عامل اصلى بسيار دشوار است: ۱) نرخ رشد شركت و ۲) صنعت .

 

۱ نرخ رشد شركت

 

آيااندازه رشد گذشته شركت ها مى تواند معرف نرخ هاى انتظارى از رشد آينده باشد؟ هر چند پاسخ اين پرسش نمى تواند صريح باشد اما در عمل سرمايه گذاران براى پيش بينى سود (EPS ) و محاسبه P/E از نرخ هاى رشد گذشته استفاده مى كنند .

 

۲- صنعت

 

مقايسه شركت ها تنها در صورتى فايده مند است كه به يك صنعت تعلق داشته باشند، مثلاً شركت هاى صنعتى كه عمدتاً داراى ضرايب P/E پايين هستند. چون به رغم ثبات صنعت رشد پايينى دارند. از طرف ديگر شركت هاى صنعتى به دليل انتظار رشد از P/E هاى بالايى برخوردارند .

 

• دام هاى كاربرد P/E

 

تا بدين جا آموختيم كه در شرايط معينى P/E مى تواند ما را در تعيين بالا يا پايين بودن ارزش يك شركت كمك كند. همچنين پى برديم كه P/E تنها در شرايط معينى معتبر است. اما علاوه براين دام هاى ديگرى نيز در تحليل P/E وجود دارد كه در ادامه درباره برخى از آنها بحث مى شود .

 

• حسابدارى

 

سود يك اندازه حسابدارى است كه در محاسبه اش از اقلام غيرنقدى نيز استفاده مى شود. معيارهاى اندازه گيرى سود بر طبق اصول حسابدارى همگانى (GAAP ) مقرر مى شوند. اين اصول در گذر زمان تغيير مى كند و در هر كشورى نيز متفاوت از ديگر كشورها است. از اين رو محاسبه سود ( EPS) بسته به چگونگى دفتردارى و حسابدارى مى تواند به صورت هاى متفاوت ارائه شود. در نتيجه مقايسه سودها (EPS ها) با يكديگر گاهى به مقايسه سيب و پرتقال مى ماند .

 

• تورم

 

در شرايطى كه اقتصاد كشور تورم بالايى را تجربه مى كند طبعاً كالاها و هزينه هاى استهلاك به دليل بالا رفتن هزينه هاى جايگزينى كالاها و تجهيزات در مقايسه با سطح عمومى قيمت ها كم نمايى مى شود. بنابراين در زمان هاى تورمى P/E ها عموماً پايين تر مى آيند زيرا بازار سودها را كه به صورت ساختگى به بالا گرايش دارد تخريب شده مى بيند. بررسى P/E همانند تمامى نسبت ها در گذر زمان براى پى بردن به روند آن ارزشمند است. تورم اين بررسى را دشوار مى كند زيرا اطلاعات گذشته در امروز از فايده مندى كمترى برخوردارند .

 

• تفسيرى ديگر

 

P/E پايين لزوماً بدين معنى نيست كه ارزش يك شركت كم نمايى شده است. بلكه به معناى آن است كه بازار معتقد است شركت در آينده نزديك با مشكل روبه رو خواهد شد. سهمى كه قيمتش پايين مى آيد معمولاً دليلى دارد. عمده ترين دليلش اين است كه سود شركت كمتر از سود انتظارى اش خواهد بود. اين مسئله P/E دنباله دار بازتابى ندارد مگر آن كه سود در عمل نيز محقق گردد

 

• تنها به اتكاى P/E سهام نخريد

 

يكى از پر بسامدترين اشتباهاتى كه سرمايه گذاران غير حرفه اى مرتكب مى شوند خريد سهام صرفاً به اتكاى P/E بالا يا پايين است. توجه كنيد كه ارزشيابى سهام تنها با تكيه بر شاخص هاى ساده اى مانند P/E ساده انگارانه و نادرست است . P/E بالا ممكن است به معنى بيش نمايى ارزش سهم باشد و هيچ تضمينى وجود ندارد كه بعداً به سرعت پايين نيايد. ضمناً توجه كنيد كه حتى اگر ارزش سهمى كم نمايى شده باشد ممكن است ماه ها يا حتى سال ها طول بكشد تا بازار ارزش آن را اصلاح نمايد. در هر صورت تجزيه و تحليل سهام امرى بسيار پيچيده تر از دانستن چند نسبت ساده است. به عبارت ديگر هر چند كليدى براى معماى ارزش گذارى سهام است اما تمام آن نيست. از اين رو توصيه مى شود كه سرمايه گذاران براى خريد سهام با خبرگان سرمايه گذارى رايزنى نمايند . پاسارگاد نيك آماده است تا سرمايه گذاران علاقه مند را با قواعد سرمايه گذارى آشنا سازد .

 

• نتيجه گيرى

 

P/E همه چيز يا به عبارتى حرف آخر را درباره ارزش سهم نمى گويد اما براى مقايسه شركت هاى يك صنعت، كل بازار يا روند تاريخى P/E يك شركت سودآور است. به ياد بسپاريد كه :الف - P/E يك نسبت است و از تقسيم ((P PRICE يا قيمت روز سهم به (EPS)E يا سود هر سهم به دست مى آيد. ب - سه نوع EPS به نام هاى EPS دنباله دار، آينده و ميانگين وجود دارد. ج- به لحاظ تاريخى، ميانگين P/E ها در بازه ۲ /۳ _ ۲ /۱۳ قرار مى گيرد. د- به لحاظ نظرى، P/E يك سهم به ما مى گويد كه سرمايه گذاران حاضرند چند ريال به ازاى هر ريال سود بپردازند. هـ - تفسير بهترى از P/E اين است كه آن بازتاب خوشبينى بازار از آينده رشد يك شركت است. و - P/E در مقايسه با قيمت بازار شاخص بهترى براى ارزش گذارى يك سهم است. ز- بدون در نظر گرفتن نرخ هاى رشد صنعت، صحبت از بالا يا پايين بودن P/E يك شركت بى معناست. ح- تغيير در اصول حسابدارى شامل وجود چندين روش مجاز براى سود (EPS ) تجزيه و تحليل P/E را دشوار مى كند. ط - P/E ها عموماً در زمان تورم حاد پايين تر مى آيند. ى- تفاسير بسيارى پيرامون دليل پايين بودن P/E يك شركت وجود دارد. ن- تنها به اتكاى ضريب P/E اقدام به خريد و فروش سهام نكنيد .

 

دکتر حسين زارعي

شركت پاسارگاد نيك

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/08 ساعت 6:25 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


اصول سرمايه گذاري بلند مدت

اصول سرمايه گذاري بلند مدت

 

در بورس اوراق بهادار معمولاً توصيه مي شود سرمايه گذاري بصورت بلند مدت برنامه ريزي شود. مطمئناً اولين سئوالي كه مطرح مي شود اين است كه در شرايط فعلي و در بورس ايران سرمايه گذاري كوتاه مدت سود بيشتري دارد و بالعكس سرمايه گذاري بلندمدت علاوه بر اينكه سود قابل قبولي ندارد در مقاطعي كاهش ارزش سرمايه را به همراه دارد. توجه داشته باشيد كه سرمايه گذاري بلند مدت اصولي دارد كه به آنها اشاره مي كنيم :

اصل يكم - مهمترين اصل اين است كه حتي در بهترين شرايط ممكن است به دليل عدم دسترسي به اطلاعات نهاني قيمت سهم خريداري شده افت كند و يا از ارزش آن كاسته شود بنابراين اگر فرد سرمايه گذار كوتاه مدت برنامه ريزي كرده باشد ممكن است در چنين شرايطي مجبور به خروج از بازار شود و اين يعني بدترين ضربه به بازار بورس و حتي خود شخص چه از نظر مسائل مالي و چه از نظر اثرات رواني، در اين شرايط فرد سرمايه گذار به دليل اثرات مخرب رواني تصميماتي عجولانه و نادرست خواهد گرفت و نهايتاً نتيجه مطلوبي به همراه نخواهد داشت، البته فراموش نكنيم وقتي براساس بررسي هاي نسبتاً دقيق اقدامي مي كنيم و با كاهش ارزش سرمايه مواجه مي شويم بهتر است به جاي غصه خوردن، رفتارمان را تحليل كنيم. بنابراين برنامه ريزي بلندمدت تنش هاي ناشي از كاهش ارزش سرمايه در كوتاه مدت را نخواهد داشت و فرد سرمايه گذار با آسودگي خاطر منتظر آينده خواهد ماند و در مقاطع كوتاه مدت ضرورتي براي نقد كردن سرمايه خود نمي بيند .

 

البته اين توضيحات با فرض انتخاب سهامي با ارزش ذاتي و گذشته مطلوب است كه در ادامه و توضيحات مربوط به نكاتي در خصوص انتخاب سهم به آن خواهيم پرداخت ضمناً لازم است در تمامي اصولي كه در اينجا مطرح مي شود به آنها توجه شود .

 

اصل دوم - همانطوري كه در اصل ۱ گفتيم معمولاً وقتي تصميم بلند مدت اتخاذ مي شود سهام با ارزش افزوده مناسبي كه در گذشته كسب كرده اند انتخاب مي شود و معمولاً تغييرات احتمالي و موقتي در بورس بر روي اينگونه شركت ها اثر مخربي نخواهد داشت و به راحتي آسيب پذير نيستند و در بلندمدت مجدداً شرايط بهبود را حتي اگر صدمه ديده باشند خواهيم ديد، البته دقت شود كه در برخي موارد نيز اينچنين نيست كه در توضيحات نكات انتخاب سهام به آنها اشاره شده است . فرض كنيد روي سهامي براي كوتاه مدت سرمايه گذاري كنيم و اين سرمايه گذاري فقط با توجه به بازدهي قابل توجه روزانه تصميم گيري شود و به واسطه اينكه اين داستان همچنان ادامه دارد تصميمي براي فروش به موقع نگيريم چون بر اساس ارزش ذاتي و يا واقعي انتخاب صورت نگرفته، بنابراين اگر اوضاع تغيير كند و روند كاهشي ارزش سهم آغاز شود تا جايي كه حتي امكان نقد كردن آن فراهم نشود، خوب ادامه داستان مشخص و اين يعني بدترين حالت براي سرمايه گذاري .

 

اصل سوم - وقتي شركتهايي با ديد بلند مدت انتخاب مي كنيد يعني قبول داريد كه تصميم ديگري براي پولتان نداريد حال شرايطي فراهم مي شود كه در ميان مدت و يا كوتاه مدت مي توانيد با سود مناسبي از بازار خارج شويد و با آرامش خاطر اقدام به فروش مي كنيد بنابراين مي توان برنامه ريزي درازمدت داشت و با اطمينان خاطر و ريسك كمتر حتي در كوتاه مدت از بازار خارج شد. پس هميشه با ديد درازمدت برنامه ريزي كنيد و در صورت لزوم در كوتاه مدت تصميم به فروش بگيريد .

 

اصل چهارم - فراموش نكنيد كه در هر خريد و فروشي مبلغي به عنوان ماليات، سازمان و كارگزار (در ايران و شرايط فعلي ۲ درصد ) كسر مي شود اگر فكر مي كنيد برنامه ريزي هاي كوتاه مدت سود بيشتري دارد مي توانيد تعداد معاملات و درصد هاي پرداختي را جمع بزنيد و با شرايط نگه داشتن سهمي در بلند مدت مقايسه كنيد، خوب در كوتاه مدت درگيري هاي روزانه بيشتر است ريسك هاي خاص خود را دارد و آرامش در اين شرايط كمتر است بنابراين براي حصول نتيجه كنترل روند اتفاقات و تصميمات مي تواند مسائل زيادي را براي سرمايه گذار روشن كند .

 

اصل پنجم - جهت گيري بازار به سمت سرمايه هاي كوتاه مدت سبب مي شود تا توجه به شركت هاي معتبر كه پشتوانه مالي قابل قبولي دارند كمتر شود و شركت هايي كه حرفي براي گفتن ندارند به صورت مقطعي سودي حاصل كنند و بزرگ جلوه داده شوند و از طرفي شركت هاي معتبر علاوه بر اينكه مجبور مي شوند وقت و سرمايه بيشتري براي حمايت در اين بازار قرار دهند و از هدف اصلي خود يعني تامين نيازهاي مردم در بازار كالا و خدمات دور شوند و در نتيجه به صورت ناخواسته سهام شان ارزش واقعي خود را از دست دهد و نهايتاً به دليل جذب نقدينگي در بازار بورس، بازارهاي ديگر نيز تحت تاثير قرار گرفته و اينگونه شركت ها دو بازار خود را از دست مي دهند لازم به توضيح است كه مديريت دو بازار اصولاً كاري است بسيار مشكل و جهت هاي بازار در هر يك از اين دو بر ديگري تاثير گذار است . لازم به توضيح است كه در بين شركت هايي كه در كوتاه مدت بازدهي خوبي دارند قطعاً شركت هاي با ارزشي نيز وجود دارد كه در هر صورت انتخاب آنها براي بلند مدت نيز سودآور است. در مبحث انتخاب سهم نكاتي در خصوص مديريت و جهت گيري بازار ارائه خواهد شد .

 

اصل ششم - زماني كه اوضاع سياسي اثرات منفي بر روي بازار بورس مي گذارد معمولاً بيشترين تاثير را بر سهام هايي كه ارزش ذاتي كمتري دارند مي گذارد بنابراين باز هم ديد دراز مدت باعث مي شود كه سهام هاي با ارزش ذاتي بيشتر را انتخاب كنيم و افت و خيزهاي مقطعي آنها نگراني كمتري به همراه داشته باشد .

 

اصل هفتم - اصولاً سهامدار مي شويم تا شركت ها با پشتوانه مالي سرمايه هاي كوچك به بقا و رشد خود ادامه دهند و تلاش مي كنند تا سهامداران بيشتري از دو طريق جذب كنند: اول سود حاصل از سرمايه گذاري و دوم ارائه كالا و خدمات مورد پسند مشتري . بنابراين شركتي را براي سرمايه گذاري انتخاب كنيم كه از خود مايه اي دارد و در جهت جلب رضايت مشتري تلاش هاي مضاعفي مي كند اگر ديدگاه اين باشد قطعاً سرمايه گذاري بلند مدت معني واقعي خود را پيدا مي كند. شايد اين سئوال طرح شود كه اگر همه بلند مدت سرمايه گذاري كنند پس چگونه معامله شكل مي گيرد ؟ همان گونه كه مي دانيد انجام معامله ناشي از اختلاف سليقه است و خاتمه يك سرمايه گذاري شروعي براي سرمايه گذاري ديگري است كه ممكن است هر دو در مقطع زماني خود تصميم به سرمايه گذاري بلندمدت داشته اند .

 

 

 


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/10/08 ساعت 6:23 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


توصيه هايي براي موفقيت بلند مدت در بازار سهام

با وجود اينكه هيچ قاعده مشخصي براي خريد و فروش بازار سهام وجود ندارد، ولي قواعد خاصي وجود دارد كه قابل رد كردن نيست.

در اين مقاله، چند قاعده عمومي كه مي‌تواند به سرمايه‌گذاران درك بهتري از شرايط بازار با ديد بلند مدت بدهد مرور مي‌شود.

توجه داشته باشيد كه اين توصيه‌ها بسيار عمومي هستند و هر كدام نسبت به شرايط ممكن است كاربردهاي متفاوتي داشته باشند ولي هر كدام از توصيه‌ها داراي مفاهيم پايه‌اي هستند كه مي‌توانند شما را به يك سرمايه‌گذار آگاه تبديل كند.

 

 

1- فروش سهام زيانده و نگهداري سهام سودده:

معمولا سرمايه‌گذاران سهامي كه افزايش قيمت پيدا مي‌كنند مي‌فروشند ولي سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را به اميد بالا رفتن قيمت نگهداري مي‌كنند.

 

اگر سرمايه‌گذار زمان صحيح براي فروش سهامي كه با كاهش قيمت مواجه شده‌اند را تشخيص ندهد ممكن است كه سهام پس از مدتي كاملا بي‌ارزش شود . البته نگهداري سهام ارزشمند و فروش سهام كم‌ارزش از نظر تئوريك ايده جالبي است ولي در عمل مشكل است .

اگر سياست شما براي سبد سهام فروش سهام پس از يك ميزان افزايش مشخص (به عنوان مثال 2 برابر) باشد ممكن است هرگز در بازار سهام موفق نباشيد. توصيه مي‌شود سهامي كه آينده خوبي دارند را به واسطه سياست‌هاي غلط شخصي دست كم نگيريد .

اگر شما درك خوبي از پتانسيل سرمايه‌گذاري خود داريد ممكن است سياست‌هاي غلط شما باعث محدود‌كردن سود شما شود .

در مورد سهامي كه با كاهش قيمت مواجه مي‌شوند واقع‌بين باشيد و در عين حال پتانسيل‌هاي سهم را نيز در نظر بگيريد .

مهم اين است كه اگر در تشخيص سهامي كه انتظار آينده خوب براي آن را داشته‌ايد، دچار اشتباه شده‌ايد واقع‌بين باشيد .

از فروش سهام زيان‌ده نترسيد زيرا ممكن است براي جبران ضرر زمان را از دست بدهيد .

در هر صورت مهم اين است كه شركت‌ها را با توجه به امكانات و توانمندي‌هايشان ارزيابي كنيد .

فقط به خاطر داشته باشيد كه اجازه ندهيد ترس بازده شما را محدود كند يا باعث زيان بيشتر شود.

 

2- شايعات بازار را جدي نگيريد :

شايعات موجود در بازار را جدي نگيريد حتي اگر از طرف دوست شما و يا شخص مطلع در بازار باشد زيرا هيچ‌كس نمي‌تواند پيش‌بيني درستي از آينده يك سهم داشته باشد .

زماني كه شما سهمي را براي خريد انتخاب مي‌كنيد مهم اين است كه دليل انجام اين كار را بدانيد. تحقيق كنيد و شركت مورد نظر را ارزيابي كنيد. تكيه بر شايعات ديگران به نوعي شبيه قمار است پيش از تصميم به خريد ممكن است در برخي موارد تكيه بر صحبت‌هاي ديگران سودده باشد ولي اين عمل شما را از تبديل شدن به يك سرمايه‌گذار مطلع باز مي‌دارد و اين آگاهي تنها رمز موفقيت درازمدت است.

 

3- با نوسانات جزئي دلسرد نشويد :

در بند 1 اهميت تشخيص به موقع سودآوري سهام بيان شد . به عنوان يك سرمايه‌گذار با ديد بلندمدت، نگران تغييرات قيمت در كوتاه مدت نباشيد .

به خاطر داشته باشيد كه به جاي نگراني نسبت به نوسانات اجتناب‌ناپذير در كوتاه مدت به سرمايه‌گذاري خود مطمئن باشيد .

يك سري از سرمايه‌گذاران از نوسانات روزانه سهم به دنبال سود هستند ولي سود بلندمدت وابسته به تغييرات ديگري در بازار است كه ممكن است چند ماه به طول بينجامد. پس ديد خود را برروي نظرات و تحقيقات خود متمركز كنيد.

 

4- روي نسبت P/E تاكيد نكنيد :

سرمايه گذاران معمولاً اهميت زيادي براي نسبت P/E قايل هستند. با وجود اينكه اين نسبت ابزار مهمي در بازار است ولي اتكاي تنها بر روي اين متغير براي خريد يا فروش خطرناك است. اين نسبت بايد در تركيب با شاخص‌هاي ديگر مورد ارزيابي قرار گيرد. بنابراين نسبت پايين P/E نشانگر ارزش بيشتر سهم نيست همان طور كه نسبت بالا نشانگر پايين‌تر بودن ارزش واقعي سهام نمي‌باشد.

 

5- به دام سهام ارزان قيمت نيافتيد :

ممكن است برخي تصور كنند كه سهم ارزان قيمت زيان كمتري دارند. در حقيقت سهام ارزان قيمت بسيار ريسكي‌ تر از سهام با قيمت بالا هستند.

 

6- انتخاب يك استراتژي مشخص و تمركز روي آن :

افراد مختلف روش‌هاي مختلفي براي خريد يا فروش سهام در بازار

بر مي‌گزينند. روش‌هاي مختلفي براي موفقيت در بازار وجود دارد و روش هيچ كس بر بر ديگران ارجحيت ندارد سرمايه‌گذاري كه روش مشخصي براي خريد سهام نداشته باشد ممكن است در بلندمدت با زيان مواجه شود.

 

7- آينده‌نگر باشيد :

سخت‌ترين بخش سرمايه‌گذاري در بازار سهام اين است كه سرمايه‌گذار تصميماتي را اتخاذ مي‌كند كه نتايج آن در آينده مشخص مي شود نكته اي كه بايد مدنظر داشت اين است كه با وجود استفاده از اطلاعات گذشته براي تصميم‌گيري ‌، آينده همه چيز را مشخص مي‌كند. اگر پس از اينكه سهام يك شركت با رشد قيمت مواجه شد اين سوال را از خود بپرسيد كه آيا اين سهم مي‌تواند بالاتر رود اين سوال شما را گمراه مي‌كند. درحالي‌كه سرمايه‌گذار بايد با بررسي وضعيت شركت نسبت به خريد آن اقدام كند.

 

8- ديد بلند مدت داشته باشيد :

سودهاي كوتاه مدت اغلب باعث گمراهي سرمايه‌گذاران جديد مي شود و داشتن ديد بلندمدت براي يك سرمايه‌گذار ضروري است .

اين بدان معني نيست كه خريد و فروش سهام منجر به كسب سود نمي‌شود ولي همانطور كه قبلا اشاره شد سرمايه‌گذاري در بازار سهام و مبادله در بازار سهام روش‌هاي متفاوتي براي كسب سود هستند. مبادله نياز به ريسك پذيري بالا دارد. در نظر داشته باشيد كه اين مبادلات نياز به منابع مالي، دانش و ريسك‌پذيري بالا دارد.

 

نتيجه‌گيري: در اين مقاله توصيه‌هايي براي سهامداران با ديد مدت ارائه شد. در نظر داشته باشيد كه در همه موارد فوق استثناهايي وجود دارد. ممكن است يك سرمايه‌گذار با توجه به شرايط در جهت عكس برخي از موارد فوق عمل كند ولي اميد اين است كه توصيه هاي فوق در تصميم‌گيري سرمايه‌گذاران در بازار سهام مفيد باشد .

 

دنياي اقتصاد

ترجمه :عليرضا كديور

منبع : سايت Investo pedia


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/08/06 ساعت 18:38 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت


10 نكته كه هر سهامداري بايد بداند

براي سرمايه گذاري در بورس توجه به برخي نكات مي تواند مفيد باشد و ما را در رسيدن به اهدافمان ياري دهد. موارد زير از جمله نكات مهمي هستند كه برخي از آنها از اصول مهم و پايه اي سرمايه گذاري در اين حيطه اند : 1- انتخاب صنعت برتر : در ميان صنايع مختلف صنايعي هستند كه ميانگين بازده آنها از ميانگين بازده بازار بيشتر است . پس چرا آنها را انتخاب نكنيد؟ ! 2- انتخاب شركت برتر : پس از گزينش صنعت برتر حالا به سراغ شركتهايي برويد كه بازده آنها از ميانگين بازده صنعت بالاتر است . ( منظور از بازده، كليه سودهاي منتفع از شركت اعم از EPS ، اختلاف قيمت، سهام جايزه و... در يك مدت معين مي باشد . ۳- ميزان نقد شوندگي: هيچگاه سهمي نخريد كه در فروش آن دچار مشكل شويد. نقد شوندگي عامل بسيار مهمي است كه هرگز نبايد مورد غفلت قرار گيرد. اين فاكتور متاثر از پارامترهايي مثل حجم معاملات شركت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خريدار و... مي باشد. نقد شوندگي به صورت رتبه اي مطرح مي شود و رتبه 1 به معناي بالاترين ميزان نقد شوندگي است و رتبه هاي 2 و 3 و 4 و ..... به ترتيب نقد شوندگي كمتري دارند . برخي از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول مي دانند. بعضي ها بيشتر از 50 نمي روند و عده اي هم به بيشتر از 20 رضايت نمي دهند. به هرحال بسته به استراتژي و هدف سرمايه گذرايتان، ملاكي را براي خودتان قرار دهيد . لازم به ذكر است كه رتبه نقد شوندگي در يك محدوده زماني قابل محاسبه است مثلا يكساله، شش ماهه، يك ماهه و... اما در بيشتر موارد از نقد شوندگي 3 ماهه استفاده مي شود . ۴- ميزان سهام در دست سهامداران عمده: هر چه اين ميزان كمتر باشد و سهم يك شركت بيشتر در دست مردم و سهامداران جز باشد، بهتر است. چرا كه در اينجا عرضه و تقاضاي واقعي است كه ميزان قيمت را تعيين مي كند. در صورتيكه قسمت اعظمي از سهام يك شركت در دست سهامداران عمده باشد به همان نسبت آنها مي توانند كنترل بيشتري را بر آن سهم اعمال كنند. و در اين بين سهامدار جز است كه ضرر مي كند . ۵- اخبار اقتصادي- سياسي : همواره به اخبار داخلي و خارجي توجه داشته باشيد. فكر نمي كنم روزانه 15 دقيقه گوش دادن به اخبار يا مطالعه روزنامه ها وقت زيادي بگيرد اما كمك بزرگي به شما خواهد كرد تا بتوانيد در برخي موارد روند بازار را پيش بيني كنيد و همينطور صنايع خاصي را مورد توجه قرار دهيد . ۶- P/E: اين شاخص مطالب بسيار زيادي به ما مي گويد. مثلا به ما مي گويد كه جو بازار از يك سهم بخصوص چه انتظاري دارد. ميزان بالاي اين شاخص مي تواند نشاندهنده اين واقعيت باشد كه سهامداران چشم اميد به آن سهم بسته اند و باور دارند كه پيشرفت قابل ملاحظه اي خواهد داشت . ميزان رشد P/E را نيز فراموش نكنيد سالهاي مختلف را باهم مقايسه كنيد شركتهاي يك صنعت را نيز با يكديگر مقايسه كنيد . ۷- اخبار طرح و توسعه شركت: به دنبال اخبار و اطلاعات شركت مورد نظرتان بر آييد. آيا شركت طرح توسعه، افزايش سرمايه، پروژه هاي آتي دارد يا خير؟ مسلما انتخاب شركتي كه موارد مذكور را دارد به جاي شركتي كه مدتها است افزايش سرمايه نداده، پروژه جديدي اجرا نكرده و طرحي براي آينده ندارد عاقلانه تر است. مخصوصا سرمايه گذاري كه تصميم به استمرار و ادامه سرمايه گذاري دارد حتما بايد به اين مطلب توجه كند . ۸- ميزان رشد EPS: كدام شركتها رشد EPS بيشتري داشته اند؟ كدام شركتها معمولا در اول سال مالي EPS پايينتري اعلام كرده و در طول سال مرتبا آنرا تعديل مثبت مي كنند؟ آنها را از نظر دور نداريد . ۹- سبد سهام: هميشه سبد سهام درست كنيد. با اين كار ريسكتان را پايين مي آوريد. به قول يك مثل قديمي همه تخم مرغها را داخل يك سبد نگذاريد. در تشكيل سبد، تعدد و تنوع شركت و صنعت را فراموش نكنيد . ۱۰- استراتژي: همواره يك استراتژي داشته باشيد. و خود را مقيد به پيروي از آن بدانيد. متاسفانه اكثر ما دنباله رو ديگران هستيم بدون اينكه خودمان برنامه مشخصي داشته باشيم و فقط با تقليد از ديگران پي آنها مي رويم . البته تقصير هم نداريم چون اطلاعات كافي وجود ندارد و بطور تخصصي به سهامداري كه در خيلي از جاها يك شغل است و يك تخصص پيچيده ( و البته پر سود ) ، نپرداخته ايم . قبل از اينكه سرمايه و پول خود را به خطر بياندازيد، روي كاغذ (البته در دنياي تكنولوژيكي امروز كامپيوتر ) روشها و استراتژيهاي مختلف را در طول زمان امتحان كنيد و آنها را با يكديگر مقايسه كرده و معايبشان را رفع كنيد و سيستم خاص خودتان را پرورش دهيد. حتي اگر مدت زيادي روي اين كار ( خريد و فروش فرضي ) وقت صرف كنيد يقينا با دستي پر تر وارد بازار واقعي بورس مي شويد. بهتر و موفقتر از كسي كه ساليان سال در بازار بورس است و بدون هيچ استراتژيي چشم به دهان ديگران دوخته تا ببيند آنها چه مي گويند و آن كاري را بكند كه ديگران مي كنند . خاطر نشان مي كنم كه هرگز از يك تكنيك به تنهايي استفاده نكنيد چون بازار به آن اندازه ساده نيست كه متاثر از يك يا چند عامل ساده باشد بلكه عوامل مختلف و متعدد و گاها پيچيده و غير قابل پيش بيني و جود دارند كه علاوه بر آن كه خودشان به تنهايي يك فاكتور تاثير گذارند، تعامل آنها با يكديگر نيز نتايج متفاوتي را باعث مي شود .


 

نوشته شده توسط سيمين دخت كرباسي در 86/07/18 ساعت 23:31 موضوع اصول سرمايه گذاري | لینک ثابت